جنبش سبز علوي اعلام موجوديت کرد
تشکلي با نام جنبش سبز علوي با انتشار اطلاعيهاي اعلام موجوديت کرد. |
|
به گزارش ايرنا، در اطلاعيه اين جنبش با اشاره به جايگاه رنگ سبز در ساختار تاريخي و ديني تشيع، از برخي سوء استفاده ها و مصادره اين نماد توسط گروه هاي سياسي انتقاد کرده و به مناسبت نزديکي به ايام پربرکت عيد غدير، از عموم مردم متدين خواسته است تا با استفاده از اين رنگ، اجازه سوء استفاده و مصادره اين نماد مذهبي توسط گروه هاي سياسي را بگيرند.
متن کامل اطلاعيه منتشر شده از سوي اين جنبش به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
"الم تر کيف ضرب الله مثلاً کلمة طيبه کشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها فيالسماء
توتي اکلها کل حين باذن ربها و يضربالله الامثال للناس لعلهم يتذکرون
و مثل کلمة خبيثه کشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار
يثبتالله الذين امنوا بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و فيالاخره و يضلالله الظالمين و يفعلالله ما يشاء "
سوره مبارکه ابراهيم آيات 27-24
مردم متدين علوي و فاطمي ايران اسلامي
دل و جان سرزمين ولايت مدار ايران اسلامي، قرنهاي متمادي است که به نور ايمان و دلدادگي به مکتب سبز علوي و سرخ حسيني روشن و منور است. افتخار ايرانيان غيور و با شرف، پذيرايي جانانه از آيين جاودانه و راهگشاي اسلام عزيز و آغوش گشودن صميمانه به معرفت ناب و بيپيرايه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام بوده است. چنانچه جاي جاي اين خطه نوراني و سبز، مزين به قدوم فرزندان و سلاله پاک نبوي و علوي بوده و پناهگاه جاودانه سادات و فرزندان منزه و آراسته علوي و فاطمي بوده است.
در طول اين ساليان مملو از شور و دلدادگي، رنگ غيرت آفرين ، دشمن ستيز و مظلوم نواز "سبز " به عنوان نمادي از مکتب پرتوافکن تشيع و شاخصي در تکريم و تعظيم مکتب آزاده پرور حضرت علي بن ابيطالب عليه و علي ابناءه المعصومين افضل صلوات المصلين در ميان مردم مشهور بوده است.
هنوز پيشگامي روحانيت و سادات جليل القدر شيعه علوي در روند پيروزي و راهبري انقلاب شکوهمند اسلامي از اذهان محو نشده است. اقتداي مردم ولايت مدار ايران به زعامت مرجع عاليقدر و ولي فقيه زمان حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس الله نفسه الزکيه) و تبعيت بيپيرايه آنان از سيد و سلاله پاک زهراي مرضيه، فرزانه دوران، حکيم صبور و فقيه بصير زمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنهاي (ادام الله ظله العالي) نمونهاي از پيشتازي سبز علوي و ولايت مداري سادات علوي ميان امت و امام در سه دهه اخير بوده است.
چنانچه آذين بستن پيشاني رزمندگان علوي به سربندهاي سبز "يا زهرا "، "يا حسين شهيد "، "ياعليبن ابيطالب "، " يا قمر بني هاشم " در دوران دفاع مقدس ملت ايران و عطر دلانگيز پارچههاي متبرک سبز ضريح علي بن موسي الرضا (ع) در سجادههاي عبادت زلال بندگان خالص پروردگار، خود حکايت ازدر هم آميختگي رنگ و محتواي سبز در سلوک معرفتي غيور مردان اين سرزمين دارد.
امت علوي و ولايي ايران
همانگونه که مستحضريد چندي است به مدد برخي فعاليتهاي سياسي و حزبي خاص که معالاسف مورد تعرض و بهرهبرداري دشمنان اين مرز و بوم علوي و مهدوي نيز قرار گرفته است، رنگ مکتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب درآمده است.
متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتک حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازيهاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليتهاي خويش لکهدار ساختهاند.
از اين رو است که حرکت مکتبي و مردمي "جنبش سبز علوي " در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت کرده و در اولين بيانيه خويش با تبريک حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسيالرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مينمايد که به مناسبت در پيش بودن ايام مبارک عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاکبر، روز اکمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي الموحدين امير المومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات وفرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب (ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرک، رنگ مقدس "سبز " را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.
در اين زمينه ستاد "جنبش سبز علوي " از عموم امت ايران ميخواهد که:
1- "جنبش سبز علوي " که متشکل از سادات، معتقدين و دل سوختگان مکتب تعالي بخش تشيع ناب علوي است از عموم محبين و معتقدين به ولايت اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب عليه الاسلام ميخواهد که با تمسک به "قبة الخضراء " و گنبد سبز نبوي صلي الله عليه و آله و سلم از اين پس و به خصوص در مراسم مذهبي در پيش رو همچون عيدين سعيدين قربان و غدير خم و نيز محرم و صفر سالار شهيدان کربلا حضرت ابيعبدالله الحسين عليه السلام با تظاهر و بر تن کردن لباسها، شالها و پرچمهاي مزين به اين نماد مقدس سبز در مجامع عمومي و مذهبي همچون مساجد، تکايا، حسينيهها، مدارس، دانشگاهها، خيابانها، حوزههاي علميه، مجامع کارگري و کشاورزي، صنعتي و تجاري، بازار، جشنها و ميهمانيها و محيط فعاليت ورزشي، پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط کار و کسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگي و صفاي خويش، ولايت مداري، فراگيري و دلبستگي به مکتب سبز علوي خويش را به نمايش گذارند.
2- از عموم هم ميهنان عزيز درخواست داريم که در ايام متبرک پيش رو به خصوص عيد بزرگ سادات علوي - عيد غدير خم - با آويختن پرچم سبز رنگ و مزين به نام مطهر ائمه طاهرين عليهم السلام بر سر در منازل ، مغازهها و محيطهاي در اختيار خود، افتخار خويش در زنده نگاه داشتن نمادهاي مذهبي و محترم و نيز اعتراض خود به سوء استفاده ازنمادهاي ديني و مکتبي در بازيهاي سياسي و حزبي را اعلام نمايند.
3- استفاده گسترده از رنگ سبز ميتواند در قالبهاي گوناگون همچون چراغاني با نور افشانهاي سبز، نصب تابلوها و تراکتهاي مزين به اين رنگ و عکس گنبد مطهر پيامبر اعظم (ص) و ائمه هدي عليهم السلام در تمامي نقاط شهرها، روستاها و حتي محيطهاي تفريحي سالم صورت گيرد.
4- همچنين به رسم احترام و ادب و تعظيم اين ايام بزرگ، سادات جليل القدر علوي ميتوانند هديههايي شامل شال و سربند سبز و يا ساير اقلام سبز رنگ به ميهمانان عاليقدر خويش اهدا نمايند.
5- ستاد "جنبش سبز علوي " از تمامي دل سوختگان و پيروان و رهروان مکتب اميرالمومنين (ع) درخواست مينمايد که براي ثبت اين حرکت مردمي و فراگير با صرف بخشي از دارايي خود در خريد اقلام تبليغاتي سبز رنگ در جمع محبين اهليت عليهم السلام در هر هيئت، مجلس و مراسم در روستاها و شهرهاي کشور، زکات مال خويش را پرداخته و به پيشبرد اين جنبش مکتبي ياري رسانند.
6- همچنين ستاد خودجوش و مردمي "جنبش سبز علوي " از عموم مراجع معظم تقليد و روحانيت معظم، نخبگان، اساتيد حوزه و دانشگاه، جوانان، بانوان، ورزشکاران، هنرمندان، کسبه، کارگران، کشاورزان، صنعتگران، طلاب، دانشجويان، دانشآموزان و ساير اقشار و صنوف کشور ميخواهد که ضمن ترويج هرگونه ايده سبز علوي به فراگير سازي اين جنبش علوي و الهي در هر کوي و برزن کشوراهتمام ورزيده و با تشکيل ستادهاي خودجوش مردمي رسالت الهي و مکتبي خويش در تبليغ درست مکتب نوراني بخش اسلام و تشيع را اجرايي نمايند.
7- منازل، مساجد، اتومبيلها، ميادين عمومي و ورزشي، بيمارستانها، مراکز بهزيستي و حمايتي و ... ميتوانند ضمن شادي آفريني در دل محبين اهل بيت عصمت و طهارت و ابوالائمه امير المومنين علي(ع) به ترويج روح عدالت گستري، ظلم ستيزي، ولايت مداري و ستيزي علوي اهتمام ورزند.
8- ستاد "جنبش سبز علوي " همچنين با اعلام تاسيس پايگاه اطلاع رساني "جنبش سبز علوي " به نشاني اينترنتي www.jsanews.comاز تمامي فعالين مکتبي و ولايي محيطهاي اينترنتي و مجازي درخواست ميکند با انتشار ايدههاي سبز اين جنبش و هر آنچه در اين مسير به اذهان خويش خطور ميکند به تعميق بخشي پايههاي فکري سادات و معتقدين جنبش سبز علوي کمک و ياري رسانند.
9- حضور دسته جمعي مردم با رنگ سبز در خيابانها، ميادين و جشنهاي اعياد پيش رو به عنوان سمبلي از شروع حرکت "جنبش سبز علوي " به شمار رفته و حرکت اين جنبش به مدد الهي در محرم و صفر و ما بعد آن نيز ادامه خواهد يافت.
10- "جنش سبز علوي " معتقد است مکتب 1400 ساله تشيع به مثابه کلمه طيبه و شجره سبز و بارور طوبي ريشه درمحکمات و سر بر آسمان دارد و با دستاندازي بيگانگان که به مثابه شجره پليد و خبيثياند که نه ريشهاي دارند و نه بر و ثمري ، اندک تزلزلي در ادامه مسير سبز علوي ملت ايران و معتقدات آنان بروز و ظهور نخواهد يافت و خداوند بر هر امري قادر و توانا است.
والسلام علي من اتبع الهدي
ستاد جنبش سبز علوي
نوشته شده توسط jadtabriz در دوشنبه یازدهم آبان 1388
ساعت 10:40 موضوع |
لینک ثابت
توزيع فلهاي کفش از سوي ستاد سبزپوشان در دانشگاه خواجه نصير
محمد حسين صفارهرندي وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي که امروز براي سخنراني به مناسبت 13 آبان ماه در دانشکده برق دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي حضور يافته بود از توزيع گوني هاي کفش در ميان سبزپوشان خبر داد. |
|
به گزارش خبرنگار ايرنا، محمدحسين صفار هرندي امروز در حالي با شعارهاي سبزپوشان عليه دولت مواجه شد که ستاد سبزپوشان تلاش کردند اين جلسه را ناآرام کرده و به اغتشاش بکشانند اما با جواب هاي منطقي صفار هرندي مواجه شدند.
** سبزپوشان که دستبندها و بادکنک هاي سبز در دست داشتند تلاش کردند که مانع سخنراني صفارهرندي شوند. آنان در ابتداي جلسه شعار دادند "ننگ ما ننگ ما وزير ارشاد ما" که صفارهرندي گفت: "بله درست است وزير ارشاد شما باعث ننگتان است او که هم اکنون چند زن گرفته از دست اقوام خانم هايش به خارج از ايران پناه برده است".
**وي در ادامه وقتي با شعارهاي ضد دولت رو به رو شد، گفت: ديکتاتور کسي است که مي خواهد حداکثر را به پاي حداقل فنا کند.
وي اظهار داشت: شما بايد بياييد و توضيح دهيد که اين 72 کشته کجاست.
**صفار هرندي در پاسخ به شعارهاي "يا حسين مير حسين" گفت: خدا به موسوي کمک کند که از اين مخمصه اي که در آن افتاده نجات يابد.
**در ادامه سبزپوشان شعار "زنداني سياسي آزاد بايد گردد" را سر دادند که صفارهرندي گفت: ما زنداني سياسي نداريم بلکه زنداني امنيتي داريم.
**در اين زمان که سبزپوشان تاب سخنراني صفارهرندي را نداشتند با ديگر دانشجويان درگيري فيزيکي پيدا کردند ولي دانشجويان با شعارهاي "مرگ بر منافق" و "ديکتاتور واقعي موسوي و خاتمي"، آنان را از جلسه بيرون کردند.
**هنگامي که سبزپوشان خواستند که دوربين ها خاموش شود، صفارهرندي گفت: اين دوربين ها مي خواهد بگويد که اين شماها هستيد که تاب گوش دادن به سخنراني را نداريد و تنها مي خواهيد حرف خود را ثابت کنيد.
**در اين حين سبزپوشان پشت به شرکتکنندگان کردند و تا پايان با سر دادن شعارهايي مراسم را ناآرام کنند ولي صفارهرندي در پاسخ به آنان گفت من به شما منطقي پاسخ مي دهم اين شما ها هستيد که گوني کفش در بين خود توزيع مي کنيد.
**سبزپوشان شعار "نه شرقي نه غربي جنبش سبز ملي" سر دادند که در مقابل آنان دانشجويان شعار "نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي" را سر دادند.
**سبزپوشان در قسمتي از مراسم شعار درود بر خاتمي سلام بر موسوي سر دادند که صفارهرندي گفت: شما رفيقان خوبي براي خاتمي نبوديد شما به او هم بي وفايي کرديد و شعار عبور از خاتمي را سر داديد. مطمئنا در آينده هم شعار عبور از موسوي را سر خواهيد داد.
**صفار هرندي زماني که با پرتاب لنگه کفش سبزپوشان به سمت دانشجويان مواجه شد گفت: ما به صورت منطقي با شما صحبت مي کنيم ولي شما کفشهايتان را در پاسخ مي دهيد جالب اين است که اين کفش ها هم مال خودتان نيست، شما به اندازه يک کفش هم حاضر نيستيد از خواسته هايتان بگذريد.
نوشته شده توسط jadtabriz در دوشنبه یازدهم آبان 1388
ساعت 10:35 موضوع |
لینک ثابت
|
تبریز- به مناسبت فرا رسیدن میلاد ثامن الائمه علی بن موسی الرضا(ع) مراسم جشنی از سوی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز در تالار شهید شفایی این دانشگاه برگزار شد. |
|
به گزارش روابط عمومی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریزُ حجت الاسلام رسول برگی، از واعظین تبریز، در این مراسم با اشاره به فضایل اخلاقی و رفتاری حضرت امام رضا(ع) گفت: اخلاق و سیره رضوی و جلوه های عبودیت و بندگی آن حضرت در طول تاریخ آن قدر درخشان و به یاد ماندنی است که ما شیعیان باید از آن درس بگیریم.
وی، توجه به آموزه های دینی و قرآنی را برای سعادت و خوشبختی انسان ها ضروری دانست و گفت: ما هر چه داریم از ائمه معصومین (ع) داریم و باید در تمامی مراحل زندگی به اخلاق و سیره ائمه اطهار(ع)توجه ویژه ای داشته باشیم.
حجت الاسلام و المسلمین برگی تصریح کرد: امام رضا(ع) همیشه تاکید داشتند که من شیعه ای را دوست دارم که در زندگی دارای عقل بوده باشد ،یعنی جایگاه خود و خدای خود را به خوبی بشناسد.
بر پایه همین گزارش، مولودی خوانی، برگزاری مسابقه دل نوشته، دکورسازی، تقدیر از خادمان و دست اندرکاران برگزاری اردوی مشهد جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز از جمله برنامه های این مراسم بود.
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه ششم آبان 1388
ساعت 12:33 موضوع |
لینک ثابت
بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان به مناسبت روز جهانی قدس
بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان به مناسبت روز جهانی قدس
اسرائيل دشمن بشريت و دشمن اسلام است. امام خمینی (ره)
سرزمین قدس یا به عبارتی سرزمین بیت المقدس ، سرزمین انبیا و رسولان الهی و فرود آمدن وحی بر بندگان خاص که دیار عابدان و زاهدان فی ا... بود به غارت شیاطین و ابلیسانی رفت که شرافت و انسانیت انسان را به وادی نسیان سپردند و اوج کشتار ، خون ریزی و نژاد پرستی را در وجود تاریخ بشریت ودیعه نهادند .
ملت مسلمان و انقلابی ايران پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايشان قرارداده و همه ساله آخرین جمعه ماه خدا (رمضان) ، کابوسی هولناک برای سران نژادپرست صهیونیسم بوده که صدای فریادهای آزادی خواه مردم مسلمان جهان و بویژه ایران آنها را به لرزه ای سخت انداخته و این تدبیر معمار کبیر انقلاب بود که جمله معروف « اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود » در حال تحقق است و ما این مسئله را به وضوح در پیروزی های سرافرازانه جبهه مسلمین در جنگ های 33 روزه حزب ا... و 22 روزه غزه دیدیم و فلسفه نامگذاری این روز جهانی هر چه بیشتر برای ما روشن گردید . مهمترین پیام امام خمینی (ره) از اعلام عالمانه روز قدس بر تجمع و اتحاد مسلمين براى سركوبى دشمنان اسلام تكيه شده ، و اگر مسلمانان جهان يد واحده شوند و اختلاف عقيده و اختلاف مذهب را كنار بگذارند ، و براى دفاع از حريم اسلام ، قرآن و مسجد الاقصی بكوشند ، هرگز اجازه تجاوز كفار ، مستکبرین و منافقين را به حريم اسلام و مقدسات آن نخواهند داد . مسئله وحشتناک درباره اعمال وحشیانه این رژیم غاصب که مقام معظم رهبری نیز به آن اشاره داشتند این است که سازمانهایی که ادعای دفاع از حقوق بشر را دارند و نسبت به یک واقعه کوچک در کشورهای دیگر جنجال های بزرگ به راه می اندازند ، وقیحانه قتل و عام مردم بی دفاع فلسطین را دیده و هیچ عملی نشان نمی دهند و این رژیم غاصب در قتل و عام وحشیانه خود از حمايت تمامي اسلام ستيزان و ارکان استکبار جهاني بويژه آمريکا و انگلیس که همهگونه پوشش مالي ، نظامي ، سياسي و ديپلماسي براي آن فراهم کرده است ، ياري گرفته و تعدادی از کشورهای به اصطلاح مسلمان منطقه نیز هیچ واکنشی از خود دراین زمینه بروز نمی دهند .
و ما در روز قدس که به فرموده امام خمینی (ره) روز « حيات مجدد اسلام است« ؛ با حضور خود و بدور از هرگونه اختلاف سلیقه سیاسی بار دیگر اعلام می کنیم که به فرمان مقام معظم رهبری « ريشه رژيم صهيونيستي بايد خشكانده شود » جامه عمل خواهیم پوشاند .

نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388
ساعت 22:58 موضوع |
لینک ثابت
ناگفته هاي بازسازي حرمين کاظمين از زبان استاد دانشگاه تبريز
تبريز- پروژه آبکاري آلياژي طلاي سخت گنبدهاي حرمين کاظمين زيرنظر معاونت پژوهشي دانشگاه تبريز و تيم تحقيقاتي متشکل ازعضو هيات علمي و دانشجويان کارشناسي ارشد دانشکده شيمي اين مرکز دانشگاهي و با حمايت ستاد بازسازي عتبات عاليات در حال اجراست. |
|
دکتر ميرقاسم حسيني ، دانشيار دانشکده شيمي دانشگاه تبريز و ناظرفني اين طرح ، روز پنجشنبه درمصاحبه با خبرنگار ايرنا در اين ارتباط اظهار داشت: در سال 1382 پس از بازگشت از دانشگاه ليورپول انگلستان به ايران در دانشگاه تربيت مدرس مشغول به کار بودم که يکي از همکاران رشته برق که با دوستان ستاد بازسازي عتبات عاليات ارتباط داشتند با من در زمينه آبکاري طلاي گنبد امام جواد(ع) صحبت کرد و بدين ترتيب پل ارتباطي بين بنده با ستاد بازسازي عتبات عاليات برقرار شد.
وي ادامه داد: پس از صحبت هايي که با رئيس ستاد بازسازي عتبات عاليات داشتم ، مشغول مطالعات اجرايي اين طرح شده و به ستاد اعلام کردم که مي توان اين طرح را با 30 تا 40 درصد هزينه پيشنهادي شرکت آلماني متقضاي اجراي طرح ، عملياتي نمود و به اين ترتيب ، قيد قرارداد با شرکت خارجي را زديم.
حسيني گفت: چون مطالعات اجرايي اين طرح با پايان نامه کارشناسي ارشد بنده مرتبط بود ،در عرض دو ماه تمام مراحل اوليه تحقيقاتي و آبکاري طلا باهمکاري يکي از دانشجويان کارشناسي ارشد به اتمام رسيده و با توجه به اينکه دانش فني تهيه نمک سيانوي طلا را نيز داشتيم ، تحقيق روي بخش آبکاري آلياژي متمرکز شده ، بدين ترتيب طرح و تدوين دانش فتي آبکاري طلاي سخت به صورت کاملا بومي توسط تيم تحقيقاتي به سرپرستي اينجانب تدوين شد.
وي افزود: بعد از اينکه ستاد بازسازي عتبات عاليات ، متقاعد شد که اين کار را مي توان بوسيله نيروهاي متخصص ايراني انجام داد ، مصمم به ادامه کار شده ، پس از شش ماه دانش فني اجراي طرح به طور کامل کسب شد و به پيشنهاد ستاد ، براي عملياتي کردن آن در کاظمين ، مشغول استعلام از آبکاران داخلي شديم.
وي تشريح کرد: در اين راستا ازآبکاران مختلفي نمونه گرفتيم ، اما بيشتر آبکاران داخلي به شيوه سنتي کار کرده و درجه کارشان به دليل کار روي وسايل تزييني زير يک دهم ميکرون بود ،در حالي که به دليل شرايط سخت آب و هوايي کاظمين از قبيل شرجي بودن هئوا و بارش خشن همراه با شن و ماسه ، ما براي آبکاري گنبد امام جواد (ع) ، نياز به يک فناوري بالا با قابليت آبکاري بالاي هشت ميکرون تکنولوژي داشتيم که متاسفانه هيچ يک از شرکت هاي داخلي از عهده آن بر نمي آمدند.
سرپرست تيم تحقيقاتي آبکاري حرمين شريفين اظهار داشت: در اين بين ، نمونه آبکاري ارايه شده توسط يک شرکت آلماني ، کيفيت خوبي داشت ، اما هزينه اجراي آن بالا بوده و هزينه پيشنهادي يکي از شرکت هاي داخلي نيز که پس از چند ده نمونه آبکاري ، خود را به سطح قابل قبولي رسانده بود ، بسيار بالا بود و از اين رو تصميم گرفتيم دانش فني اجراي طرح در اختيار ارگان هاي دولتي يا غعيردولتي مرتبط با اين کار قرار دهيم.
وي ادامه داد: پس از بازديد از آبکاري طلاي گنبد مرقد مطهر حضرت معصمومه ( ع ) به عنوان تجربه ، متوجه شديم که در اين گنبد از آبکاري طلاي سيانيدي معمولي استفاده شده و در آن ، بستر زير لايه نيکل براي جلوگيري از نفوذ مس به طلا که يکي از اهداف اصلي ما بود به کار برده نشده است.
وي تشريح کرد: سرانجام گروه معتمد مورد نظر براي در اختيار گذاشتن دانش فني مورد نيا آبکاري حرمين شريفين را يافته و پس از نصب تجهيزات مورد نياز، برپايي کارگاه هاي لازم و تهيه دستگاه هاي مورد نياز در مدت سه ماه ، کار آبکاري از آبان ماه 1384 توسط پيمانکار شروع شده و کارگاه هاي رنگ کاري ، پرداخت کاري و آبکاري فعاليت خود را آغاز کردند.
وي افزود: تيم اجرايي فني طرح شامل چهار نفر پرداخت کار ماهر ، همين تعداد چهار نفر آبکار ماهر و تعدادي کارگر ساده بود.
وي اضافه کرد: در عيد غدير سال 81384 کار را بصورت رسمي با نصب اولين خشت آبکاري شده طلا ، توسط آيت ا... شيخ حسين صدر شروع کرديم ، ولي به دلايل عديده اي نظير مشکلات مربوط به عدم توانمندي گروه آبکاري جهت ادامه کار، نبود امنيت در عراق از ششم خرداد سال1385 به مدت هشت ماه ، کار متوقف شد.
وي اعلام کرد: در نهايت با هماهنگي ستاد بازسازي عتباات عاليات ، کار توسط ناظر طرح دنبال شده و به لطف خدا فاز اول کار يعني آبکاري گنبد امام جواد (ع) با موفقيت به اتمام رسيده و آبکاري گنبد امام موسي بن جعفر ( ع ) به عنوان فاز دوم طرح نيز از يکم تيرماه 1387 شروع شده و 70 درصد پيشرفت فيزيکي دارد که به خواست خدا تا عيد غدير امسال به اتمام مي رسد.
دکتر حسيني در جواب سوال خبرنگار ايرنا مبني بر روش علمي به کار گرفته شده در اجراي طرح آبکاري حرمين شريفين گفت: نوع آبکاري گنبدها ، آبکاري الکتريکي و نوع حمام آبکاري به کار رفته در آن از نوع آبکاري آلياژي طلا - کبالت سخت با عيار تقريبا 24 است.
وي در رابطه با مراحل آبکاري خشت هاي مسي افزود: خشت هاي مسي پس از ساخت در کارگاه خمکاري به کارگاه رنگ منتقل شده و پشت خشت ها جهت جلوگيري از نشست طلا ، رنگ کاري شده و به کارگاه پرداختکاري منتقل مي شده و در آنجا پوليش مي شد به طوري که خشت عاري از هرگونه خش، آخال و حفره شود.
وي ادامه داد: سپس در کارگاه آبکاري ، خشت هاي مسي ، چرب گيري و اکسيد زدايي شده و پس از شستشو وارد وان آبکاري نيکل مات مي شد که در اين مرحله با حدود 6 ميکرون نيکل مات پوشش داده شده و پس از شست و شو وارد وان آبکاري آلياژي طلاي سخت شده ، دوساعت طول کشيده و ضخامت طلاي پوشش داده شده حدود 8 ميکرون با عيار حدود 24 بود و پس از آبکاري طلا ، خشت ها با يک پارچه ابريشمي پوليش شده و آماده نصب بر روي گنبد مي شد.
ناظر فني طرح آبکاري گنبدهاي حرمين شريفين افزود: تک تک خشت ها شناسنامه جداگانه داشته و مقدار طلاي نشسته برروي خشت ها ، ضخامت و ظاهرپوشش ها دقيقا کنترل مي شود.
وي در پايان مصاحبه در حالي که از فرط شادي ، اشک در گوشه چشمان اش ، حلقه زده بود ، ضمن تشکر از درگاه الهي به خاطر اعطاي فرصت خدمت گزاري به اهل بيت ( ع ) گفت: از تمامي مسوولان و دست اندرکاران ستاد بازسازي عتبات عاليات که بستر مناسب براي عملياتي نمودن تجربيات و دانش اينجانب و تيم تحقيقاتي را در کاظمين فراهم کردند ، صميمانه تشکر مي کنم و از تمام همکاراني که در اجرايي کردن اين کار معنوي علمي به ما کمک کردند ، کمال قدرداني را دارم.
518
انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 674699
نوشته شده توسط jadtabriz در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
ساعت 14:50 موضوع |
لینک ثابت
توصیه های دهگانه رهبر انقلاب به دولت دهم
تحمل اهانتها توسط دولت نهم دارای اجر الهی بود
نقد نخبگان و توصیههای مراجع را مغتنم بشمارید
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (دوشنبه) در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت
بر پیگیری رویکردهای اساسی همچون عدالت، فساد ستیزی، حمایت از طبقات ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش خستگی ناپذیر برای حل مشکلات مردم بهویژه تورم و اشتغال تأکید کردند.
ایشان همچنین سند چشمانداز 20 ساله را معیار و ملاک سنجش فعالیتهای دولت برشمردند و دولت دهم را به اجرای کامل سیاستهای اصل 44، پرهیز از شتابزدگی، توجه به دیدگاههای نخبگان، اهتمام به فرهنگ، رعایت دقیق قانون، استقبال از نقدهای خیرخواهانه، مغتنم شمردن توصیه های علما و مراجع، و طراحی و تدوین الگوی اسلامی، ایرانی پیشرفت توصیه کردند.
در این دیدار که اعضای دولت نهم نیز حضور داشتند، رهبر انقلاب اسلامی یاد شهیدان رجایی و باهنر را گرامی دانستند و با اشاره به تثبیت و استقرار دولت افزودند: حضور 85 درصدی ملت در انتخابات پرشور و فراموش ناشدنی 22 خرداد، نشان دهنده اراده، اختیار و احساس مسئولیت مردم در تعیین مسئولان کشور است که همه باید این لطف بزرگ خداوند را نسبت به نظام و انقلاب، شاکر باشند.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به ضرورت درک صحیح پیام های حضور 40 میلیونی مردم در انتخابات و انتخاب یک رئیسجمهور با نصاب جدید حدود 25 میلیونی خاطرنشان کردند: اگر مسئولان کشور و نخبگان و زبدگان سیاسی این پیامها را درک کنند، بسیاری از گرهها و مشکلات حل می شود.
ایشان حضور 85 درصدی ملت در انتخابات دهم ریاست جمهوری را پتک جمهوریت بر سر دشمنان انقلاب دانستند و افزودند: ملت و انقلاب اسلامی با این حرکت جمهوریت خود را با فریادی قوی اثبات کردند.
حضرت آیتالله خامنهای تثبیت اسلامیت نظام را از دیگر پیامهای انتخابات 22 خرداد برشمردند و افزودند: سخنان نامزدهای ریاست جمهوری مبنی بر پایبندی به اسلام و انقلاب و خط امام نیز در واقع نشان می دهد که ملت به این سمت گرایش دارد و به همین علت نامزدهای محترم تلاش می کردند، خود را دلبسته امام و انقلاب نشان دهند.
رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: انتخابات ریاست جمهوری دهم، صفحه تازه ای در حیات انقلاب و نظام گشود البته واکنش برخی نسبت به این حرکت عظیم مردمی، نجیبانه، جوانمردانه و اخلاقی نبود اما آنچه برای کشور و تاریخ مهم و ماندنی است، نعمت الهی حرکت عظیم مردم و جریان پربرکت انقلاب اسلامی است.
ایشان مسئولان و بیش از همه رئیسجمهور را به شکرگزاری و مغتنم شمردن این نعمت الهی و پرهیز کامل از غرور فراخواندند و تأکید کردند: باید به رأی مردم مفتخر و مستظهر بود اما در اوج تواضع، از هرگونه غرور پرهیز کرد چرا که غرور از دامهای بزرگ شیطان است و انحرافات و انحطاطات گوناگونی را به همراه می آورد.
حضرت آیتالله خامنهای با تشکر از زحمات یکایک اعضای دولت پرتلاش نهم، ورود به عرصه خدمت به مردم را به دولت دهم خوش آمد گفتند و افزودند: موقعیت کنونی، کار فراوان کمی همراه با ظرافت و کیفیت کامل می طلبد که به فضل الهی آقای رئیسجمهور خستگی نشناس و پرانرژی در همین مسیر حرکت می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی با بیان توصیه های دهگانه به دولتمردان افزودند: توکل و توجه به خدا و مستحکم ساختن درون و باطن، مهمترین عامل پیروزی بر همه مشکلات و دشواریهاست.
ایشان دولت دهم را به آمادگی برای مواجهه با انواع بدخواهی ها و توطئه ها توصیه کردند و افزودند: علیه این دولت و علیه نظام تلاشهای فراوانی انجام خواهد شد اما تواناییها، امیدها و فرصتهای دولت و ملت بیشتر از همه توطئه ها و مشکلات پیش روست.
رهبر انقلاب اسلامی، ادامه رویکردهای اساسی دولت نهم نظیر عدالت، مبارزه با فساد، حمایت از قشرهای ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش بی پایان برای حل مشکلات مردم را ضروری خواندند و افزودند: ادامه تلاش در این مسیر، خدا را راضی و مردم را هم خشنود خواهد کرد.
حضرت آیتالله خامنهای، با اشاره به لزوم تعریف دقیق عدالت خاطرنشان کردند: باید در همه کارها و رفتارها، حتی در قضاوتها و موضعگیریها، عدالت و تعادل را شاخص قرار داد.
رهبر انقلاب اسلامی توزیع نشدن عادلانه ثروت و درآمد عمومی کشور را نمونه مشخصی از بی عدالتی خواندند و خاطرنشان کردند: در بحث یارانه ها، قشرهای فقیر از کمکهای دولت بهره کمتری می برند که هدفمند کردن یارانه ها که به دولتهای قبلی نیز توصیه می شد، می تواند این مشکل را حل کند.
ایشان در بحث عدالت، توجه به عقلانیت و معنویت را نیز ضروری دانستند و افزودند: برخی برخوردهای افراطی بعضی گروهها در گذشته، اکنون به تغییرات 180 درجه ای مواضع آنها تبدیل شده است چرا که عدالت خواهی آنان با عقلانیت و تفکر همراه نبود.
توصیه سوم رهبر انقلاب به دولت دهم، توجه کامل به سند چشمانداز 20 ساله بود.
حضرت آیتالله خامنهای در این زمینه افزودند: سند چشمانداز به تعبیری، بعد از قانون اساسی مهمترین سند کشور است، بنابراین باید فعالیتها و جهتگیریهای کاری دولت با شاخص سند چشمانداز سنجیده شود.
ایشان گذشت 4 سال از آغاز اجرای سند چشمانداز را یادآوری کردند و افزودند: باید به سمت آینده روشن پیش بینی شده در این سند مهم حرکت کنیم و دولت دهم باید ضمن تنظیم سرعت اجرای برنامه ها، سهم خود را در تحقق اهداف این سند، پیگیری و ادا کند.
اجرای کامل سیاستهای اصل 44، توصیه دیگر رهبر انقلاب به رئیسجمهور و کابینه جدید بود.
ایشان کارهای انجام شده در این زمینه را ناکافی دانستند و افزودند: نباید منتظر تغییرات اساسی در زیرساختها و تصویب طرح تحول اقتصادی ماند و کار را به بن بست رسیده فرض کرد بلکه باید به هر شکل ممکن، در مسیر اجرای سیاستهای اصل 44 به جلو رفت.
رهبر انقلاب اسلامی حل مشکلات اقتصادی کشور و مردم، بهویژه تورم و اشتغال را بسیار مهم خواندند و افزودند: باید به گونه ای برنامه ریزی و تلاش کرد که فشار تورمی به مردم از ابعاد مختلف از جمله از ناحیه هزینه خدمات دولتی کم شود.

سخنان حضرت آیتالله خامنهای در دیدار با دولت دهم با تأکید بر پرهیز از شتابزدگی در طرحهای اقتصادی و بهره گیری مناسب از دیدگاههای کارشناسی ادامه یافت.
ایشان در این زمینه تأکید کردند: از دیدگاههای کارشناسی درست و دقیق، بهویژه در مسائل اقتصادی، مالی و پولی به طور کامل استفاده کنید زیرا کم توجهی به مسائل کارشناسی در مباحث اقتصادی ممکن است به زیانهای بزرگی منجر شود.
اهتمام به مسائل فرهنگی و توجه کامل به هدف گذاری صحیح فرهنگی توصیه دیگر رهبری انقلاب به رئیسجمهور و دولت بود.
ایشان تأکید کردند: وظیفه مسئولان، اداره امور زندگی مردم همراه با هدایت جامعه است، بنابراین از ظرفیتها و امکانات دستگاههای حکومتی نظیر صداوسیما، فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش و آموزش عالی به گونه ای استفاده کنید که مردم به مبانی دینی بیشتر علاقمند و پایبند شوند.
حضرت آیتالله خامنهای با رد گرایشهای بی مبنا و افراطی در باب فرهنگ افزودند: باید مسائلی را که مبنای صحیح دینی و شرعی دارد، با افتخار تبلیغ و ترویج کرد.
ایشان دولت دهم را به پایبندی کامل و رعایت دقیق قانون توصیه و خاطرنشان کردند: اگر در مسئله ای، قانون نادیده گرفته شد موضوع به نقض یک قانون ختم نمی شود بلکه راهی برای بی اعتنایی به قانون بازخواهد شد.
سینه گشاده، روی گشوده و گوش شنوا در مقابل نقد و انتقاد هشتمین توصیه حضرت آیتالله خامنهای به دولت جدید بود.
ایشان خاطر نشان کردند: هدف از برخی انتقادهای داخلی که به پشتوانه رسانه های بیگانه صورت می گیرد، تخریب است اما نقدهای مصلحانه و خیرخواهانه ای هم وجود دارد که از سوی طرفداران دولت هم نیست که باید به آنها توجه و عمل کرد.
رهبر انقلاب اسلامی اقدام دولت نهم را در تحمل اهانتها و کینه توزیها دارای اجر الهی دانستند و افزودند: نباید در این راه خسته شد یا انتقادهای کوچک را حمل بر دشمنی کرد.
حضرت آیتالله خامنهای رئیسجمهور و همراهانش در کابینه را به مغتنم شمردن توصیه ها و نصیحتهای مراجع، علما و بزرگان دینی توصیه مؤکد کردند و افزودند: بزرگان علما در مناطق مختلف کشور و مراکز حوزه های علمیه، طرفداران نظام اسلامی هستند و خدمات دولت را هم می بینند بنابراین توصیه های آنان از روی محبت و علاقه مندی است و باید مغتنم شمرده شود.
ایشان همچنین استقبال از انتقادات نخبگان و فرزانگان دانشگاهی را موجب قوی تر شدن پشتوانه دولت برشمردند و افزودند: ممکن است نخبگان خیرخواه، اعتراضی هم داشته باشند که لازم است با استقبال از آنها ذهن فعال و پویای نخبگان را برای خود ذخیره کرد.
طراحی و تدوین الگوی اسلامی، ایرانی پیشرفت و استفاده از متفکرین برای تحقق این مهم، آخرین توصیه رهبر انقلاب به دولت بود.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به لزوم همراهی ذاتی عدالت با برنامه های پیشرفت تأکید کردند: بهگونه ای حرکت کنید که اقدامات شما در فرصت 4 ساله خدمت، پایه های محکمی برای مسئولان آینده کشور فراهم کند تا انشاءالله در همه زمینه ها حرکتی قوی تر از دولت نهم انجام شود.
در این دیدار آقای احمدینژاد رئیسجمهور ضمن ارائه گزارش کوتاهی از عملکرد دولت نهم، اولویت های کاری دولت دهم را برشمرد.
رئیسجمهور با اشاره به میثاق اعضای دولت برای وقف خود بهمنظور خدمت به انقلاب و کشور گفت: دولت دهم بنا دارد با همدلی و همفکری درونی و با استفاده از همه ظرفیت های فکری و کارشناسی مأموریتهای خود را با اقتدار به انجام برساند.
آقای احمدینژاد، مهمترین مأموریت دولت دهم را اهتمام به امور فرهنگی و حاکمیت فضای فرهنگی و اخلاقی در جامعه دانست و افزود: اهتمام به قانون، صیانت کامل از حقوق شهروندان، تقویت همبستگی و وحدت ملی، توسعه مشارکت و نظارت مردمی، پاسخگویی همگان در برابر قانون و ملت، و تأمین فرصت های جدید برای جوانان از مهمترین برنامه های دولت در بخش اجتماعی است.
رئیسجمهور، پایداری بر عدالت و ارزشهای الهی، مبارزه قاطع و مستمر با مفاسد اقتصادی و مبارزه با فقر و تبعیض را از دیگر برنامه های دولت دهم برشمرد و تأکید کرد: دولت با برنامه ریزیهای انجام شده، حضور خود را در سراسر ایران پررنگتر و اثرگذارتر خواهد کرد.
حمایت از آزادیهای سیاسی و اجتماعی در چارچوب قانون، قانونمداری در امور سیاسی، ایستادگی قاطع بر حقوق ملت و ارزشهای انقلاب و مبارزه با مفاسد سیاسی، اولویتهای کاری دولت دهم در بخش سیاسی است که رئیسجمهور به آنها اشاره کرد و افزود: در بخش اقتصادی، قانون اجرای اصل 44 راهنمای عمل دولت خواهد بود.
آقای احمدینژاد ایجاد تحول در ساختارهای اقتصادی بهویژه طرح هدفمند کردن یارانه ها را از برنامه های اصلی دولت دانست و خاطرنشان کرد: تکمیل حلقه سهام عدالت، گسترش بخش تعاون، توسعه صادرات، گسترش سرمایه گذاری، و مبارزه با تورم در دستور کار دولت است.
رئیسجمهور در بخش سیاست خارجی به استمرار حضور فعال و اثرگذار در عرصه جهانی اشاره کرد و افزود: دولت دهم با اقتدار کامل و از موضع مدعی و طلبکاری از مستکبران، راه انقلابی را در عرصه های جهانی ادامه خواهد داد.
در پایان این دیدار نماز مغرب و عشا به امامت حضرت آیتالله خامنهای اقامه شد و سپس رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت روزه خود را به همراه رهبر انقلاب اسلامی افطار کردند.
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:43 موضوع |
لینک ثابت
عکس
جلسه علنی مجلس
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:22 موضوع |
لینک ثابت
ابهام در ادعاي بازداشت و نحوه آزادي عاطفه امام
ابهامات جدي در خصوص ادعاي بازداشت و نحوه آزادي عاطفه امام فرزند جواد امام عضو سازمان مجاهدين انقلاب، حاكي از سناريوسازي پيچيده در ادامه پروژه ضربه زدن به آبروي نظام اسلامي است.
روز يكشنبه خبري مبني بر بازداشت عاطفه امام فرزند جواد امام بر روي خروجي برخي رسانههاي جريان برانداز قرار گرفت كه در آن، ادعاي بازداشت و چادر كشيدن از سر وي مطرح شده بود.
متعاقب انتشار اين خبر، همسر جواد امام در گفتوگو با سايت فراكسيون اقليت مجلس از تماس تلفني دخترش با وي خبر داد و اظهار داشت كه او در اين گفتوگوي تلفني از نگهداري خود در يك سلول كوچك كه در آن گربهاي نيز قرار دارد، خبر داده است.
مادر عاطفه امام همچنين ادعا كرد كه در هنگام بازداشت از سر دخترش چادر كشيده و وي را براي اعتراف به ارتباط با برخي افراد سياسي تحت فشار گذاشتهاند.
با اين حال، يك منبع آگاه به خبرنگار ما گفت هيچيك از دستگاههاي مسئول عاطفه امام را بازداشت نكردهاند.
وي با اشاره به اينكه دختر جواد امام در طول 28 ساعت بازداشت، 3 بار با منزل تماس گرفته است، افزود: تماسها از كيوسكهاي تلفن برقرار شده است، در حالي كه در طول بازداشتهاي اخير هيچگاه چنين رويهاي وجود نداشته و بازداشتشدگان پس ازانتقال به مكانهاي معلوم، امكان ارتباط تلفني يا ملاقات حضوري با خانواده خود را پيدا كردهاند.
اين منبع آگاه خاطرنشان كرد: عاطفه امام شب گذشته رها شده است و با توجه به اينكه هيچ دستگاه مسئولي اين بازداشت را برعهده نداشته است، ابهامات جدي پيرامون اين بازداشت شكل گرفته و احتمال ميرود جريان برانداز در ادامه سناريوسازيهاي اخير خود بهمنظور هتك آبروي نظام اسلامي چنين پروژهاي براي مظلومنمايي ترتيب داده باشد.
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ساعت 13:11 موضوع |
لینک ثابت
شورای جدید جامعه اسلامی دانشجویان تقسیم مسئولیت کردند
در روز دوشنبه بیست و ششم مرداد طی جلسه ای با حضور جمعی از شورای سال قبل و همه شورای منتخب دبیر جدید جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز مشخص شد و متعاقب آن دیگر واحد ها با رای تک تک اعضای شورای جدید به شرح زیر مشخص شدند :
عسگر قلیزاده دبیر
امین صمدی مسئول سیاسی زهرا امکانی معاونت سیاسی
محمد سلطانپور واحد فرهنگی معصومه رمضانی واحد خواهران
بهروز داوری مسئول تشکیلات الهام دادی مسئول فرهنگی
جواد حسین پور روابط عمومی رعنا طاووسی مسئول آموزش
نوشته شده توسط jadtabriz در سه شنبه دهم شهریور 1388
ساعت 15:37 موضوع |
لینک ثابت
رای اعتماد 1
.jpg)
نوشته شده توسط jadtabriz در دوشنبه نهم شهریور 1388
ساعت 12:56 موضوع |
لینک ثابت
امام خمینی: آن فاسدها رأی 13 میلیونی رجایی را هم میگفتند از 2 میلیون کمتر است
بعد از شهادت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی نژاد بود که امام در جمع مردم لب به سخن گشود. او از هاشمی نژاد گفت و بعد در باب انتخابات فرمود:
«مسئله ديگر قضيه انتخابات است كه من در عين حال كه قبلاً هم تذكر دادم، حالا هم تذكر مىدهم به همه ملت كه همه اين شرارتها كه در سطح كشور الآن مىشود، ممكن است براى اين باشد كه شما را از رفتن به پاى صندوق بترسانند و شما را از خدمت به اسلام و خدمت به مسلمين سست كنند. و بايد همه ما در اين امر توجه داشته باشيم كه اين يك امر حياتى است براى جمهورى اسلامی. شما مىبينيد كه در عين حال كه در آراى قبل از اين، براى شهيد رجايى 14 ميليون جمعيت شركت كرد و 13 ميليون رأى آورد شهيد رجايى، مع ذلك، آن فاسدها، آن مصاحبههايى كه اشخاص فاسد شكست خورده در خارج كردند، گفتند بيش از 2 ميليون اينها رأى نداشتند.»
امام به کسانی اشاره کرد که به جای پذیرش شکست و تمکین در مقابل آرای مردم و رای قانون اعتراضات و تشنج های خیابانی را کلید زده بودند. ایشان با اشاره به التهاب آفرینی ها فرمودند:
«از اين ترورها و از اين شرارتهايى كه 2 روز قبل در تهران شد و مع الاسف، بچهها و جوانها را كشيدند به توى خيابانها و به شرارت هدايت كردند، بايد بسيار انسان متأسف باشد كه جوانها و كودكهاى ما اينطور بازى خوردند از اينها كه مىآيند در خيابانها و آتش مىزنند چيزهايى [را] كه مال مردم است، مال عموم است؛ مثل شركت واحد و اتومبيلهاى شركت واحد كه مال مستضعفين است يا محلى كه اصلاً براى مستضعفين است، به آتش مىكشند. اينها فكر نمىكنند كه اين مدعىهاى مجاهدت براى خلق و براى مستضعفين، آن چيزى را كه وجهه قرار دادند و هدف قرار دادند، ضرر زدن به همين چيزهايى [است] كه مال مستضعفين است؛ چيزهايى كه براى مستضعفين جمع شده است، براى معلولين جمع شده، براى جنگ زدهها جمع شده است؛ اينها هدفشان اين است كه آنها را آتش بزنند.»
امام در ادامه تأکید کردند:
«شما از اين شكست خوردهها هيچ هراس نداشته باشيد كه اينها نفسهاى آخر را مىكشند. و ملت ايران و ملت شريف ايران با كمال قدرت، ايستاده است در مقابل آنها، و همينطور قواى نظامى و انتظامى و پاسداران و بسيج و ساير قواى مسلّح، كه از خود مردم هستند، هم در جنگ با كفار ايستادهاند و هم در مقابله با اين اشخاصى كه همانطور هستند و براى آنها خدمت مىكنند. و قواى پاسدار ما و همينطور قواى انتظامى در اين امر جديت خواهند كرد و همه اينها را به دست خواهند آورد و به جزاى اعمال خودشان در دادگاهها خواهند رسيد. و ان شاء اللَّه، بزودى شما شاهد اين خواهيد شد كه نه از اين تفالهها چيزى باقى مانده است و نه از آن قدرتهاى بزرگ در ايران اثرى خواهد بود.»(1)
ثبت نام کاندیداها
باز هم نوبت انتخاب مردم بود تا با رأی خود یک رجایی دیگر را انتخاب کنند. بعد از شهید باهنر، آیتالله خامنهای دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی را عهده دار شده بود. آیتالله خامنهای از اعضای منتخب امام در شورای انقلاب به شمار می آمد و در شورای عالی دفاع هم حضور فعال داشت. ترور ششم تیر ماه ناکام ماند تا او همچنان داعیه دار خط امام باشد؛ همان خطی که رجایی و باهنر در راه اعتلایش سوختند.
آیت الله مهدوی کنی در خاطرات خود در خصوص کاندیداتوری آیتالله خامنهای این گونه می نویسد: «در جریان
ریاست جمهوری آیتالله خامنهای آنچه به یادم مانده است، این است که پس از شهادت آقای باهنر و آقای رجایی، بحث ریاست جمهوری جداً مطرح بود. روزی ما در راهروی مجلس جلسه ای داشتیم. جلسه غیر رسمی بود. در آن جلسه من، مقام معظم رهبری، جناب آقای هاشمی و جناب آقای موسوی اردبیلی بودیم. ظاهراً حاج احمد آقا هم بودند. دوستان در آن جلسه به آقای خامنهای پیشنهاد دادند که شما نامزد ریاست جمهوری بشوید. ایشان گفتند من به چند جهت نمیپذیرم؛ یکی اینکه بیمار هستم. من تازه از بیمارستان آمده ام (به خاطر همان جریان انفجار) و آمادگی ندارم. مسئله دوم اینکه خوب نیست دو تا آخوند ریاست قوه مجریه را داشته باشند. آقای مهدوی کنی که نخست وزیر هستند، من هم رئیس جمهور بشوم؛ دو تا آخوند خوب نیست. مردم می گویند همه چیز را خودشان قبضه کرده اند. جهت سوم اینکه اگر قبول بکنم دلم می خواهد کسی نخست وزیر باشد که بتوانم با او چون و چرا داشته باشم؛ مهدوی برادر بزرگ ماست. ما نمی توانیم از او پاسخ بخواهیم. این تعبیر ایشان در آن وقت بود.»(2)
با وجود مخالفت های آیت الله خامنه ای با بحث کاندیداتوری اصرارها ادامه یافت و این گونه بود که ایشان تصمیم به حضور در عرصه رقابت گرفتند. قرار شد بعد از ریاست جمهوری ایشان آیت الله مهدوی کنی از نخست وزیری استعفا دهند تا آیت الله خامنه ای در انتخاب نخست وزیر آزاد باشند و البته همین طور هم شد یعنی بلافاصله بعد از اعلام نتایج آیت الله مهدوی کنی استعفای خود را اعلام کرد.
چهره های دیگری هم البته داوطلب کاندیداتوری شدند. آیت الله مهدوی کنی در این خصوص می گوید:«قرار شد که بنده و جناب آقای دکتر شیبانی و آقای عسگراولادی به منظور احتیاط نیز نامزد ریاست جمهوری شویم. در آن زمان که ما به حسب ظاهر نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدیم، از براداران نهضت آزادی، آقای مهندس بازرگان و آقای صباغبان به دفتر نخست وزیری آمدند و گفتند اگر شما جدا نامزد هستید، ما آماده ایم برای شما تبلیغ کنیم. من گفتم اولا نامزدی من جدی نیست و ثانیا اگر جدی هم بود، من علاقه ای به تبلیغ و تایید شما نداشتم.»(3)
دکتر غفوری فرد دیگر کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود. او داستان کاندیداتوریش را این گونه تعریف می کند:«بعد از عزل بنی صدر، شهید رجایی رئیس جمهور شدند؛ ولی حتی بعد از شهادت ایشان مشخص نبود که امام با ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای موافقت کند. مرحوم ربانی املشی زمان ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری با من تماس گرفت. ایشان به من گفت: فردا آخرین روز ثبت نام است. شما هم برو و حتما ثبت نام کن. اول فکر کردم ایشان شوخی می کند. گفتم: به چه مناسبت من کاندیدا شوم؟ ایشان فرمود: اولا جناب آقای خامنهای ترور شده و هنوز معلوم نیست به راحتی سلامتیشان را به دست بیاورند. در ثانی هنوز مشخص نیست امام با یک روحانی موافقت بکند. یعنی حتی بعد از شهادت شهید رجایی در مرحله اول امام مخالف بودند. چون بعدا این پست در شخص آقای خامنه ای منحصر شده بود، ایشان موافقت کردند و ثالثا خوب نیست که فقط یک کاندیدا داشته باشیم. دلیل دیگرش هم این بود که اگر تنها یک نفر کاندیدا باشد، احتمال ترورش زیاد است.»(4)
در آن شرایط با توجه به اینکه انقلاب از نیروهای غیر روحانی ضربه های سنگینی خورده بود و از سوی دیگر هم برخی نیروهای انقلابی هر یک به نوعی به شهادت رسیده بودند، امام با روحانی بودن رییس جمهور موافقت کردند. در واقع ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای سرآغاز ورود روحانیون در مناصب اجرایی و خصوصا جایگاه ریاست جمهوری بود.
کاندیداتوری مقام معظم رهبری مورد استقبال احزاب و گروه های مختلفی قرار گرفت. روزنامه جمهوری اسلامی در شماره روز یکم مهر ماه از حمایت های گسترده احزاب و جریان های سیاسی خبر داد. این روزنامه نوشت: «در ائتلاف بزرگ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، روحانیت مبارز، مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جمهوری اسلامی، سازمان فجر اسلام، انجمن اسلامی معلمان، جامعه انجمن های اسلامی بازاریان و دهها گروه و سازمان دیگر حجت الاسلام خامنه ای به طور یکپارچه به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری برگزیده شده است.»(5)
در بیانیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح شده بود که اگر خود شهید رجایی و باهنر هم حاضر بودند، حتماً با کمال آرامش به آیت الله خامنه ای رای می دادند.(6) آیتالله سید علی خامنه ای برای همه مردم چهره ای درد آَشنا و محبوب به شمار می آمد. به خصوص بعد از داستان ترور ایشان ابراز احساسات مردم در اوج خود قرار داشت. دهها نفر حتی حاضر به اهداء قلب خود به ایشان شده بودند.
برگزاری انتخابات
آیت الله مهدوی کنی در آستانه انتخابات از کاندیداتوری کناره گیری کرد و در سخنرانی ها نیز از آیتالله خامنهای حمایت کرد. در انتخابات سوم، 46 نفر کاندیدا شده بودند که در نهایت شورای نگهبان صلاحیت 4 نفر را تایید کرد. این 4 نفر عبارت بودند از: آیتالله سید علی خامنهای (نماينده شوراي انقلاب و معاون وزارت دفاع)، سید رضا زوارهای (معاون وزارت کشور)، علی اکبر پرورش(نماینده مجلس شورای اسلامی) و دکتر حسن غفوری فرد.
«امروز انتخابات ریاست جمهوری است و هم در چند شهر من جمله تهران میان دوره ای مجلس شورای اسلامی. ضد انقلاب اعلان کرده که در انتخابات آشوب به راه می اندازند و شرکت در انتخابات را تحریم کرده است، ولی به طوری که اطلاعات می رسد هجوم مردم به مراکز رای گیری خیلی زیاد است و اثری هم از تروریست ها نیست. شهرها خوب حفاظت می شوند.»

22439930 نفر واجد شرايط شركت بودند كه از اين تعداد 16846715 نفر يعني معادل 74.26% در انتخابات شركت کردند. و آیت الله خامنه ای با 95 درصد آرا به ریاست جمهوری رسید.

تنفیذ حکم ریاست جمهوری
و حکم رییس جمهور توسط امام تنفیذ شد:
«ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهانَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها گرچه دست جنايتكاران و منافقان، رئيس جمهور متعهد و مؤمنى را از ملت مجاهد ايران گرفت و يكى از خدمتگزاران صديق را به شهادت رساند و ملت عزيز را از خدمت او، و او را از خدمت به ملت محروم كرد و گمان كرد كه با ترور اشخاص، ملت بپاخاسته از تصميم خود عقب مىنشيند و در خدمت به اسلام بزرگ سستى مىورزد و در نتيجه راه براى قدرتهاى چپاولگر باز مىشود، ولى شركت بىسابقه مردم كشور، اميد بدخواهان را مبدل به يأس و طمع آزمندان را براى هميشه بريد... خداوند متعال بر ما منت نهاد كه افكار عمومى را براى انتخاب رئيس جمهورى متعهد و مبارز، در خط مستقيم اسلام و عالِم به دين و سياست هدايت فرمود كه اميد است با حُسن تدبير و كمك قواى سه گانه و پشتيبانى ملت بزرگ، مشكلات يكى پس از ديگرى رفع و احكام مقدس اسلام بهطور دلخواه در سطح كشور اجرا گردد.»


در ادامه حکم امام آمده بود:
«اينجانب به پيروى از ملت عظيم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقاى سيد على خامنهاى- ايّده اللَّه تعالى- رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب نمودم. و رأى ملت مسلمان متعهد و تنفيذ آن محدود است به اينكه ايشان به همان نحو كه تا كنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف، و به حكم قرآن كريم اشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ بودهاند از اين پس نيز به همان تعهد باقى باشند و از طريق مستقيم انسانيت و اسلام انحراف ننمايند، كه ان شاء اللَّه نمىنمايند.»(9)

استعفاهای مسئله ساز نخست وزیر
بعد از عدم رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به دکتر ولایتی به عنوان نخست وزیر، مهندس میرحسین موسوی(9)
که از اعضای حزب جمهوری به شمار می آمد، به عنوان نخست وزیر انتخاب شد؛ نخست وزیری که البته اختلاف نظرهای فراوانی با رییس جمهور پیدا کرد تا آنجا که دوبار تصمیم به استعفا گرفت و این در حالي بود كه كشور از يك سو با مشكلات عمده اقتصادي دست و پنجه نرم می کرد و از سوي ديگر از جانب وزير امور خارجه امريكا رسماً تهديد به عمليات پيشگيرانه شده بود. در واقع شرايط داخلي و خارجي كشور ثبات كافي نداشت.
استعفاي اول به سال 62 برمي گردد. هاشمي در ذيل خاطرات روز يك شنبه نهم بهمن ماه مي نويسد:
«شب در دفتر رئيس جمهور، جلسه اي با حضور دكتر ولايتي وزير امور خارجه و آقاي محتشمي سفير ايران در سوريه داشتيم. راجع به سياستمان در لبنان بحث شد. قرار شد شوراي لبنان با اضافه شدن چند نفر، جامع تر و تقويت گردد و فرمانده سپاه در لبنان نيز تقويت شود. آقاي رئيس جمهور گفتند مهندس موسوي{نخست وزير} آمده و به خاطر عدم توافق روي وزير مسكن، پيشنهاد استعفا داده كه آيت الله خامنه اي مخالفت كرده و گفته اند كه وجود اختلاف به هر حال هست و با اين مقدار اختلاف نبايد كنار رفت و قابل حل است. نظر من هم همين است. نمي شود به روزي رسيد كه اختلاف نباشد.»(10)
استعفاي دوم هم در سال 63 مطرح شد. درست با فاصله چند روز از بمباران مناطق مسكوني پيرانشهر كه در آن 17 نفر شهيد و 34 نفر مجروح شده بودند، موسوی تصميم به استعفا گرفت. هاشمي رفسنجاني ذيل خاطرات روز 12 ارديبهشت ماه به اين استعفا اشاره مي كند. اين بار نيز كمي بودجه و عدم هماهنگي با رئيس جمهور وقت يعني حضرت آيت الله خامنه اي بهانه استعفا را فراهم آورد. البته اين بار موسوی به جاي اينكه مستقيماً پيش رئيسجمهور يا امام برود، خدمت آقاي هاشمي رسید. هاشمي داستان را اين گونه تعريف مي كند:«با مهندس موسوي نخست وزير ملاقات داشتيم؛ به خاطر عدم هماهنگي با رئيس جمهور و كمي بودجه استعفا و تعويض كابينه را مطرح كرد؛ مخالفت كردم و گفتم بايد تفاهم ايجاد كرد.»(11)
هاشمي همچنين از همدردي خود با موسوی سخن مي گويد و ضمن اشاره به مخالفتش با بحث استعفاء مي نويسد: «ولي اگر مجلس آينده با ايشان خوب نباشد، استعفا را منطقي دانستم؛ البته ظاهراً چنين نخواهد شد. قرار شد براي تكميل كابينه و ايجاد تفاهم اقدام كنيم.»
اختلاف نظر ها عمدتا از دو رویکرد اقتصادی کاملا متفاوت نشات می گرفت. از یک سو نخست وزیر اقتصاد بسته دولتی را مورد توجه قرار می داد و از سوی دیگر رییس جمهور قائل به لزوم حضور بخش غیر دولتی و فعالیت این بخش در اقتصاد بود. آیت الله مهدوی کنی در خصوص رویکردهای اقتصادی مهندس موسوی می گوید:«دولت آقای موسوی با همه خوبی هایی که داشت و امام هم ایشان را تایید می کرد، ولی دولت سالاری را در مسائل اقتصادی عملا ترجیح می داد و این سیاست تنها به خاطر جنگ نبود، بلکه اصلا سبک تفکر ایشان این طور بود. بعضی ها می گفتند که حالا موقع جنگ است و دولت باید همه چیز را قبضه کند و از اینجا بود که کوپن و این چیزها به وجود آمد. بالاخره در جنگ همه می پذیرفتند که اگر ما بخواهیم مواد غذایی به همه برسد، باید دولت دخالت کند. این را همه قبول داشتند؛ اما برداشت ما این بود که آقای موسوی می خواهد کلا دولت در تمام امور اقتصادی حضور داشته باشد و ما این را قبول نداشتیم.»(12)
آیت الله مهدوی کنی همچنین در خصوص نگاه منفی مهندس موسوی به بازار و بازاریان می گوید:«ایشان گفت آقای مهدوی! پدر من بازاری است، چای فروش است، آدم خوبی هم هست؛ ولی اصلا خصلت بازاری ها خصلت زالوصفتی است(یک چنین تعبیری کرد.) و من با آنها مخالفم، اینها زالوصفت هستند، ما باید کاری کنیم که دست این زالوصفت ها از اقتصاد کشور قطع شود.»
در نهایت اختلاف نظرها بین رییس جمهور و نخست وزیر باقی ماند تا آنجا که مقام معظم رهبری تصمیم به عدم معرفی دوباره میرحسین در دولت بعد گرفت.
پينوشتها:
1-7 مهر 1360 - صحيفه امام، ج15، ص: 262
2- خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه 353-354
3- خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه 355
4- خاطرات دکتر حسن غفوری فرد – صفحه 205
5- جمهوری اسلامی 1 خرداد 60
6- جمهوری اسلامی 1 خرداد 60
7- 10 مهر 60- خاطرات هاشمی رفسنجانی – عبور از بحران – ص 255
8- صحيفه امام، ج15، ص: 280
9- میرحسین موسوی در سال 1320 ش در قصبه خامنه در نزدیکی تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در خامنه و تبریز به پایان رسانید. در سال 1341 ش به تهران آمد و جهت ادامه تحصیل در دانشکده معماری و شهرسازی وارد دانشگاه ملی(شهید بهشتی) شد و در سال 1348 ش موفق به اخذ درجه فوق لیسانس معماری و شهرسازی از آن دانشگاه شد. وی با دوستان خود انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ملی را تاسیس کرد و پس از اتمام دوره دانشگاه با همان دوستان خود "شرکت سمرقند" را تاسیس کرد که به صورت پایگاهی جهت مبارزه با رژیم سابق درآمد. در سال 1352 ش وی و کلیه اعضای شرکت توسط ساواک دستگیر شدند، ولی به علت عدم وجود مدارک کافی، پس از مدتی همگی به جز حسن آلادپوش و عبدالعلی بازرگان آزاد شدند. میرحسین موسوی در سال 1353 ش در دانشگاه به تدریس پرداخت و در سال 1355 ش با چند تن دیگر جنبش مسلمانان ایران را پایه گذاری نمود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مناصب مهندس موسوی قبل از نخست وزیری اش عبارت بودند از: عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، مدیر مسئول و سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی و عضویت در شورای انقلاب. مهندس موسوی در هفتم آبان 1360 کابینه خود را تشکیل داد و به مجلس شورای اسلامی معرفی نمود. دومین کابینه ایشان در روز دوم آبان 1364 به مجلس شورای اسلامی معرفی شد. وی در 15 شهریور 1367 از مقام خود استعفا داد که مورد قبول رئیس جمهوری قرار نگرفت و بار دیگر به سمت خود ابقا شد. آخرین جلسه هیئت دولت مهندس موسوی در روز سه شنبه 23 مرداد 1368 تشکیل شد و در روز 24 مرداد 1368 خود و کابینه اش مستعفی شدند و استعفای خود را به مجلس تقدیم نمودند.(دولت های ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوی- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی- تهران 1378- ص477-478)
10- خاطرات حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی - آرامش و چالش - صفحه 348
11- خاطرات حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی - به سوي سرنوشت - صفحه 72
12- خاطرات آیت الله مهدوی کنی – صفحه 326
از رجا نیوز
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یکم شهریور 1388
ساعت 9:44 موضوع |
لینک ثابت
بیانات ابهام انگیز آیت ا... صانعی
اگر جملاتی که آیت ا... "یوسف صانعی" در سخنرانی منتشر شده اش گفته ، نه او ، که کسانی چون "محمد تقی مصباح یزدی" یا "احمد جنتی" یا نه ، یک پیشنماز ساده معمولی که تصادفا در انتخابات به "محمود احمدی نژاد" رای داده بوده ، در یک جلسه خیلی خیلی خصوصی به نزدیکترین کسانش و درباره یک شخص خیلی خیلی معمولی و گمنام گفته بود و باز هم تصادفا فایل صوتی یا احتمالا تصویری آن منتشر شده بود (ببینید صورت مسئله را خیلی خیلی ساده و کوچک کرده ام )، رسانه های وابسته به اصلاح طلبان و سبزها چه در داخل و چه در خارج چه می کردند ، چه تظاهراتی در شهرها راه می انداختند و چه تجمعات و تحصنهایی در مقابل قوه قضاییه می کردند و چه نامه های سرگشاده ای خطاب به رئیس جدید قوه قضاییه می نوشتند ،شیخ مهدی کروبی چند تا نامه به اکبر هاشمی رفسنجانی می نوشت ، نمایندگان اقلیت مجلس چه مصاحبه هایی با بی بی سی فارسی و صدای آمریکا نمی کردند ، روز آنلاین و پیک نت چه ها نمی کردند ، نیک آهنگ چه کاریکاتورهایی نمی کشید و ...؟
حتی اگر فرصت و حال بیشتری برای فکر کردن و تامل داشتید ، پیشنهاد وقتگیرتری می کنم و آن اینکه : توضیحات دفتر آقای صانعی را مبنی بر اینکه این لفظ "حرامزاده" مربوط به احمدی نژاد نیست و به ماجرایی بر می گردد که در اواسط سخنرانی به آن اشاره شده است بخوانید. خوب ، حالا بروید سخنرانی را کامل گوش کنید و ببینید این حرف چقدر درست است و بعد - نه برای جواب دادن فقط برای فکر کردن و تامل - ببینید : کسانی که فریادهای دروغگو - دروغگویشان گوش فلک را کر کرده بود ، دروغگویند یا مخاطبانشان ؟ یادتان بیاید سخنرانی احمدی نژاد را که چند نفری که ماشینها را آتش می زدند و بانکها را تخریب می کردند و ... را "خس و خاشاک" نامید و از فردا رهبران رسانه ای و جنگ روانی سبزها گفتندو نوشتندو القا کردند که احمدی نژاد تمام 13 میلیونی که به رقیبش رای داده اند را خس و خاشاک نامیده است که کار به پخش دهها باره عین سخنرانی رئیس جمهور در صدا و سیما کشید تا مردم ببینند و بشنوند که دروغگو کیست !
من باز هم بالاتر را می گیرم و می گویم : منظور شیخ یوسف صانعی از " حرامزاده" نه احمدی نژاد بلکه کس دیگری است که در اواسط سخنرانیش داستانش را تعریف کرده ، سوال این است که آیا یک مرجع تقلید ، نه حتی یک روحانی ، نه حتی یک مومن و مسلمان ، نه نه حتی یک انسان از لحاظ اخلاقی مجاز است حتی به دشمن خونیش بدون آنکه سند و مدرکی داشته باشد ، لفظ "حرامزاده" را اطلاق کند ؟ واقعا تصور این موضوع را برای یک روحانی و کسی که سالها بود لقب "مرجع تقلید" را یدک می کشید ممکن و قابل تصور می دانید ؟
هم فایل صوتی و هم تصویری ِجملات "فقیه عالیقدر مرجع عظیم الشان جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی" براحتی در اینترنت قابل دسترسی است . اما برای کسانی که عین جمله مربوط را نمی دانند می نویسم و از خداوند متعال و شخص آقای دکتر احمدی نژاد و همه مخاطبان وبلاگم آن هم در آستانه ماه مبارک رمضان پوزش می خواهم :
” در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می خورند این هم کفّاره داره هم حنثش معصیت کبیرس. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ می گه! والا امام زمان رو می بینه ." .. البته شاهد دیگری بر این امر اینکه: "روزی که مثلا برای خودش جشن پیروزی گرفته بود هم در ملا عام به حرامزادگیش اعتراف کرد! مگر آنجا نگفت من سیدم و شال سبز بر گردن انداخت! پدر شناسنامه ایش سید بود مگر؟"
پ.ن : این نوشته من ، بیشتر از آنکه برای شنیدن جواب باشد ، برای کمی تامل و تفکر است و بس .
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یکم شهریور 1388
ساعت 9:31 موضوع |
لینک ثابت
شلوارهای موهن زنانه چینی
اخیرا شلوارهای چینی به پاساژهای تهران آمده که روی جیب های عقب آن کلمه مقدس الله و عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» درج شده است.
به گزارش شبکه ایران برای دیدن این شلوارهای جین زنانه می توانید سری به فروشگاه های افسریه، حوالی خیابان های اول و دوم بزنید. این شلوارها به قیمت 21 هزارتومان در حراجی به فروش می رسند.
اکثر خریداران هم به نوشتار پشت جیب شلوار توجه نمی کنند و صرفا به خاطر قیمت و دوخت شلوار ان را خریداری میکنند. فروشنده هم اطلاعات چندانی در خصوص محل خرید شلوارها و ... ارایه نمی دهد. البته برخی از خریداران به دلیل عبارت پشت شلوار از خرید آن امتناع می کنند.
تا قبل از این Made In China حتی به تسبیح ها و جانمازهای ایرانیان رسیده بود و حالا کلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان یعنی "بسم الله الرحمن الرحیم" را به قسمت پشت شلوارهای ایرانیان برده اند.

به تصویر این شلوارهای جین چینی که به تازگی به بازار ایران وارد شدند نگاه کنید، عبارت "بسم الله الرحمن الرحیم" که "الله" آن دوبار تکرار شده است، روی جیب های عقب این شلوارهاست و یک بسم الله هم برعکس نوشته شده است.
در شرع اسلام برای کلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوری که حتی برای دست زدن به خط و نوشته آن باید وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشیمنگاه این شلوارها این کلمه گلدوزی شده و بدتر ان که در تهران به فروش می رسد!
به گزارش عصر ایران با توجه به اینکه این شلوارها تازه به کشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نیست ولی به دلیل آنکه در مارک داخلی شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معنی جمهوری خلق چین درج شده است، باید نسبت به چینی بودن این شلوارها تحقیقات کامل صورت گرفته و نسبت به آن واکنش مناسب اتخاذ شود.
منبع : رجانیوز
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388
ساعت 12:40 موضوع |
لینک ثابت
اعتراف جالب عضو ارشد حزب کارگزاران
هدايت آقايي عضو ارشد حزب کارگزاران در اعترافات خود تصريح کرده است که در "مترو" نظر سنجي انجام مي داديم اما زماني که گزارش را به ميرحسين موسوي ارائه مي کرديم به او مي گفتيم که براي کل کشور است. |
|
به گزارش ايرنا، سردار سرتيپ پاسدار دکتر يدالله جواني رييس اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اين مطلب افزود: هدايت آقايي، يکي از متهمان اغتشاشات اخير که هنوز جلسه محاکمه اش برگزار نشده ، همچنين در اعترافات خود بيان کرده که راهبرد و استراتژي شان تسلط بر قدرت به هرقيمتي بوده است.
نوشته شده توسط jadtabriz در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388
ساعت 13:36 موضوع |
لینک ثابت
سيد حميد روحاني: ديدگاه امروز کروبي، سياست ديرينه مهدي هاشمي است
سيد حميد روحاني در نامهاي خطاب به مهدي کروبي، تاکيد ميکند: ديدگاه امروز جنابعالي، سياست ديرينه مهدي قاتل (بنا به تعبير امام(ره)) بود که در بيت منتظري به اجرا درآمد و عناصر منافق، ليبرال و سکولار زير عنوان "ترکش خوردهها" در آنجا گرد آمدند و حرفهايشان را از زبان منتظري بازگو کردند. |
|
به گزارش ايرنا، سيد حميد روحاني، مورخ برجسته تاريخ انقلاب که روزگاري همراه کروبي در مجمع روحانيون مبارز حضور داشت، سه ماه قبل و در گرماگرم تبليغات انتخابات نامه اي به دبيرکل حزب اعتماد ملي مي نويسد که امروز و بنا به اقتضاي زمان آن را منتشر مي کند.
متن کامل نامه عضو دفتر امام خميني(ره) که در تاريخ 29 ارديبهت 88 نگاشته شده است، بدين شرح است:
تسليم و تهيت وافر بعرض رسانيده و دعوات خالصانه يادآورم در تاريخ 2 اسفندماه گذشته تلفني با جنابعالي احوالپرسي کردم و فرصتي را براي ديدار و گفتگو خواستم پاسخ داديد حتما وقتي را براي ملاقات مشخص ميکنم و به شما خبر ميدهم، ليکن تا امروز که زمان درازي از آن تاريخ ميگذرد خبري نداديد از اين رو، ناگزير شدم آنچه را که ميخواستم حضوري با شما در ميان بگذارم به صورت کتبي تقديم دارم، اميدوارم که ارسال آن مايه آزردگي خاطر مهر مظاهر جناب عالي نگردد و رنجيدگي از اينجانب را فزوني نبخشد. دوستي و دلبستگي و پيشينه ديرينهاي که ميان ما وجود دارد ايجاب ميکند که در اين برهه حساس که جناب عالي را در ورطه خطرناکي ميبينم آرام و بيتفاوت نمايم، زنگ خطر را به صدا درآورم و اين کمترين کاري است که ميتوان در عوالم دوستي و برادري به عنوان حقشناسي انجام دهم "تو خواه از سخنم پند گير، خواه ملال".
جناب آقاي کروبي
آن روز که من و شما به همراه حاج آقاي جماراني آن نامه غمبار را به آقاي منتظري نگاشتيم هرگز مرا اين باور نبود که روزي من ناگزير شوم هشدارنامهاي همسان براي جناب عالي بنگارم و همان نکتههاي تلخي را که به او گوشزد کرديم به جناب عالي يادآور شوم.
**حکايت ديروز کروبي
اين نکته که جناب عالي امروز روشي ناهمگون با گذشتههاي درخشان خود در پيش گرفتهايد و شايد موضعي همسان با آقاي منتظري داريد، حتما براي آن جناب شگفتآور و باورنکردني باشد، از اين رو رخصت ميخواهم که پيش از هر گونه بحث و بررسي، به دفتر خاطراتم نگاهي داشته باشم و به ديدگاه گذشته جناب عالي گذر کنم:
دوشنبه 3 بهمن 1367 - ساعت 22:40
سرگرم مطالعه بودم که تلفن منزل به صدا درآمد، حاج خانم کروبي بودند که پس از حال و احوال مختصر گوشي را به حاج آقاي کروبي دادند. آقاي کروبي از من خواست به منزلشان بروم، خواستند ماشين بفرستند، گفتم خودم ميآيم. بيدرنگ رهسپار منزل او شدم، آقاي کروبي از دست آقاي منتظري سخت گرفته و کلافه بود ميگفت اين روزها سخنان آقاي منتظري در سخنرانيهايي که ميکند دشمن شادکن و دهنکجي به نظام جمهوري اسلامي ايران است، تهمتهاي ضدانقلاب را تکرار ميکند، به دوستان چندين ساله خود بياعتماد شده است و حرفهاي افرادي را که دور و برش را گرفتهاند قبول دارد و آن حرفها را وحي منزل ميداند و جوسازيها و دروغپردازيهاي آنان را دايم تکرار ميکند و سخنان او امروز خوراک تبليغاتي براي راديوهاي بيگانه شده است، نميدانم بايد با او چه کار کرد؟ گفتم همه اينها را که گفتيد ميدانم و بيش از يک سال است به شما پيشنهاد دادهام و چند بار هم تکرار کردهام که بيا با هم نامهاي خطاب به او بنويسيم و هشدار دهيم شايد به خود آيد و اگر در روش خود تجديدنظر نکرد اين نامه را منتشر کنيم. آقاي کروبي گفت: اين درست نيست که ما به قائم مقام رهبري نامه تندي بنويسيم و حرمتشکني کنيم و بعد هم او را تهديد کنيم که اگر به حرفهاي ما گوش نکرديد اين نامه را منتشر ميکنيم! گفتم ما نمينويسيم که اگر به حرفهاي ما گوش نکرديد، اين نامه را منتشر ميکنيم بلکه روي نقاط ضعف او انگشت ميگذاريم و توضيح ميخواهيم، يا ما را ميخواهد و درباره روش و منش خود توضيح ميدهد، در آن صورت ميتوانيم با بحث و گفتگو او را به برخي از اشتباهاتش متوجهسازيم و او را از کژراهه برهانيم. شايد ما را نپذيرد و با ما گفتگو نکند ليکن نسبت به رفتار و گفتار خود تجديدنظر کند که خيلي ارزشمند است. پس از اين گفتگو آقاي کروبي موافقت کردند که نامه اي خطاب به آقاي منتظري بنويسيم و تاکيد داشت که نامه تند نباشد.
** محورهاي اعتراض کروبي به منتظري
جناب آقاي کروبي
چنانکه ميبينيد محورهاي اعتراض و انتقاد جناب عالي به آقاي منتظري در آن روز در اين چند نکته خلاصه ميشد:
1- اظهارات دشمن شادکن در سخنرانيها و مصاحبهها
2- تکرار اتهامات دشمن به نظام جمهوري اسلامي
3- ذهنيت و بياعتمادي نسبت به دوستان ديرينه
4- باورمندي نسبت به دگرانديشان و مخالفان و معاندان
5- دهنکجي به نظام
**آيا موضع امروز کروبي با ديروز منتظري تفاوتي دارد؟
اکنون بايسته است به بررسي ديدگاهها، موضعگيريها و سخنراني هاي جنابعالي بپردازيم و ببينيم موضع امروز شما با آنچه که آقاي منتظري را به جرم آن مورد عتاب و خطاب قرار داديم و محکوم کرديم تفاوتي دارد؟ يا خداي نخواسته همان راه و روش و خطا و لغزش او را امروز جنابعالي ندانسته و ناخودآگاه در پيش گرفتهايد و در واقع آن عناصر مرموز و نيرنگبازي که ديروز آقاي منتظير را به چالش کشيدند و از ملت و نظام گرفتند امروز با همان شيوه و تاکتيک شما را در ميان گرفتهاند و دور شما گرد آمدهاند و ميخواهند شما را به همان شيوه و تاکتيک شما را در ميان گرفتهاند و دور شما گرد آمده اند و ميخواهند شما را به همان شيوه و شگرد از ملت و پيشينه درخشانتان جدا سازند.
**مگر نمي گفتيد ابطحي دفتر رياستجمهوري را به پايگاه مشارکتيها بدل کرده است؟
جناب آقاي کروبي
چرا يک باره به دوستان ديرينه و پنجاه ساله خود پشت کرديد و آنان را معاند و مغرض پنداشتيد؟! اين چه دست مرموزي بود که جنابعالي را توانست از ياران و همرزمان ديرينه جدا سازد و براي شما نسبت به آنان ذهنيت پديد آورد؟! چه راز مگويي در کار بود که برخي از عناصر مرموزي که جنابعالي تا ديروز آنان را مخالف امام و انقلاب اسلامي ميدانستيد، يک باره "مقرب الخاقان" شدند و آنان را يار و دلسوز خود و زبان گوياي خويش پنداشتند و با طناب آبيرنگ! آنان به چه رفتيد؟!
آيا به ياد داريد که آقاي ابطحي را "عامل نفوذي مشارکتيها" ميدانستيد و ميگفتيد دفتر رياستجمهوري را به پايگاه مشارکتيها بدل کرده و اقاي خاتمي را در محاصره عناصر مشارکتي قرار داده به گونهاي که ما نمي توانيم يک جلسه مشورتي با او داشته باشيم؟! آيا به خاطر داريد که از دست آقاي ابطحي ميناليديد که ميخواهد مشارکتيها را در همه محافل نفوذ دهد و گفتيد در جلسه "مجمع روحانيون مبارز" خطاب به او گفتهايد "دفتر رياستجمهوري را که به پايگاه مشارکتيها بدل کردهايد، حالا خواهش ميکنم مجمع را به پايگاه ديگري براي آنها تبديل نکنيد"؟! آيا اين "عامل نفوذي مشارکتيها" امروز براي پيشبرد آرمانهاي مقدس امام و انقلاب اسلامي به سراغ شما آمده يا خداي ناکرده در جناب عالي دگرگوني پديد آمده که او را به طمع انداخته است؟!
**آيا دباغ امروز شما را در خط امام و انقلاب ميداند که از شما حمايت ميکنند؟
جناب آقاي کروبي
هيچ انديشيدهايد که در شما چه ناخالصي پديد آمده است که مهرهها و چهرههاي مرموزي مانند قوچاني، باقي، سحرخيز، ابطحي، دباغ و... شما را از سنخ خود يافتهاند و پشت سر شما قرار گرفتهاند؟! آيا شما بر اين باوريد که اين حضرات به ويژه جناب آقاي دباغ امروز شما را در خط امام و انقلاب ميدانند که از شما حمايت ميکنند؟! شما در يک سخنراني اعلام کرديد "... من همان مهدي کروبي خط امام هستم... و به اين خط عشق ميورزم..."!! (اعتمادملي 21/2/88) با عرض پوزش بايد بگويم مطمئن باشيد که اگر جناب عالي در عمل - نه در شعار - "همان مهدي کروبي خط امام" بوديد، اين مهرهها و چهرههايي که امروز شما را در ميان گرفتهاند و گرداگرد شما به پايکوبي و دستافشاني پرداختهاند، هيچگاه به شما نزديک نميشدند و به شما بها نميدادند و با شما همانگونه برخورد ميکردند که تاکنون با پيروان راستين راه امام برخورد کرده و ميکنند.
**سروش دريافته که کروبي با افکار پيشينش وداع کرده است
اگر ميخواهيد دريابيد که دشمنان امام و انقلاب اسلامي درباره جناب عالي چگونه ميانديشند و ديد شما را چگونه ارزيابي ميکنند، نکتهاي را که آقاي دباغ درباره ميرحسين موسوي آورده است با ريزبيني و تيزبيني گذر کنيد: "...من در سخنان آقاي موسوي نکته تازهاي نمي بينم، در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نميکنم، گمان ميکنم با افکار پيشيناش وداع نکرده است و بهرغم اينکه گاهي در سخنراني اشارات تازهاي دارد، اما ريشهها، همان ريشههاي پيشين است..."!!(اعتمادملي 21/2/88)
جان کلام اينجاست که اين عناصر بيگانه زده و انقلاب برانداز در کنار کساني لانه ميکنند که بدانند و دريابند که آن کسان "با افکار پيشاش وداع کرده است"! و از انقلاب اسلامي دست شسته است و چون امروز دريافتهاند که جناب آقاي کروبي با هزاران آه و افسوس "با افکار پيشيناش وداع کرده است"، گرد او را گرفتهاند تا با دست و زبان او بتوانند اميال و اغراض شيطاني خود را به اجرا درآورند.
بايسته يادآوري است که اينجانب ديرزماني است دريافته است که چرخش تندي در موضع جناب آقاي کروبي پديد آمده است، دست کم از آن روزي که باند ايشان به جايگاه رياستجمهوري دست يافتند و يک باره همه آن شعارهاي انقلابي و ضدآمريکايي را کنار گذاشتند و اينجانب در ديداري با حاج آقا کروبي درباره موضع باند او توضيح خواستم و پاسخ او اين بود: امروز ديگر شعارهاي ضدآمريکايي بردي ندارد! امروز ديگر دنيا اين گونه شعارها را برنميتابد!! مورد ديگري که اينجانب را به اين واقعيت تلخ رسانيد که جناب آقاي کروبي "با افکار پيشناش وداع کرده است" واکنشي بود که او در برابر شعار مقدس امام مبني بر "اسراييل بايستي از صفحه روزگار حذف شود" که از سوي رييسجمهور امروز ايران مطرح شده بود، از خود نشان داد. آقاي کروبي اينجا و آنجا در انتقاد به اين موضوع رييسجمهور، پيوسته تکرار ميکرد که "امام به شهيد رجايي گفته بود من حالا يک حرفي بزنم، شما به موضع من کاري نداشته باشيد شما ببنيد در عرف بينالملل در موارد مختف چگونه بايد برخورد کرد"!! و نيز روي اين نظر تاکيد داشت که شعارهاي امام تنها برازنده خود امام است و هر کسي نشايد آن را به زبان آورد؟!
**عناصر بيگانه و مزدوران صهيونيسم توطئههاي امامزدايي را به دست شما پياده مي کنند
حضرت آقاي کروبي
آيا بهتر از اين ميتوان راه امام را بي رهرو ساخت؟ و خط امام را کور کرد؟ آيا از ديد جناب عالي امام آنچه را که ميگفت باور نداشت و سخنان او جنبه شعار داشت؟ و اصولا شعارها و ديدگاههاي امام در خور پيروي و الگو نيست؟ ميبينيد عناصر وابسته به بيگانه و مزدوران سرسپرده به شيطان بزرگ و صهيونيسم بينالملل چگونه توطئههاي امامزدايي را به دست عناصر خوشسابقهاي چون جنابعالي پياده ميکنند؟ تا ديروز تلاش ميکردند که راه حضرت امام حسين(صلواتالله عليه) و راه عاشوراييان را بيرهرو سازند و نهضت عاشورا را منحصر به آن حضرت و ياران او بنمايانند که انگار در خور الگوبرداري نسيت و امروز از زبان کساني مانند جناب عالي ميکوشند که راه امام را بيرهرو سازند و انديشههاي امام را به موزه تاريخ بفرستند که صد البته "عرض خود ميبرند و زحمت ما ميدارند".
شما در توجيه همکاري خود با عناصر معلومالحال و نوکران وظيفهخوار يا بيمزد و مواجب آمريکا چنين داد سخن دادهايد: "... ما اگر بخواهيم به هر بهانهاي افراد را از خود طرد کنيم يک روزي بگوييم صهيونيست دشمن است(؟!!) يک روز بگوييم پايگاه و بلندگوي دشمن است که درست نيست، دشمنسازي که هنر نيست، ما بايد سعي کنيم همه کساني را که در کشور زندگي ميکنند زير يک سقف گرد آوريم و اصل براي آن کشور و نظام است. ما براي جذب کردن آمديم، نه براي دفع کردن..." (اعتمادملي 21/2/88)
**ديدگاه امروز کروبي، سياست ديرينه مهدي هاشمي قاتل است
اولا اين ديدگاه امروز جناب عالي، سياست ديرينه مهدي قاتل (بنا به تعبير امام(س)) بود که در بيت آقاي منتظري به اجرا درآمد و عناصر منافق، ليبرال، سکولار، دگرانديش و... زير عنوان "ترکش خوردهها" در آنجا گرد آمدند و حرفهايشان را از زبان آقاي منتظري بازگو کردند و اکنون به برکت حضور باقيها در کنار شما ميبينيم که تز باند مهدي هاشمي نيز گويا از سوي جناب عالي پذيرفته شده است.
ثانيا اگر امروز به راستي نظر جناب عالي اين است همه کساني را که در کشور زندگي ميکنند "زير يک سقف گرد آوريم"، چرا برخي از کساني که با "انجمن حجتيه" ارتباط دارند و آن گروهک را زير پر گرفتهاند، از نظر جناب عالي به زير سوالاند و جناب عالي آنان را مورد نکوهش قرار ميدهيد؟
**چرا تحمل چاپ يک نامه آيتالله مصباح را نداشتيد؟
ثالثا جناب عالي که چنين ديد بازي داريد! و از چنين سعه صدري! برخورداري که ميخواهيد "همه کساني را که در کشور زندگي ميکنند زير يک سقف گرد" آوريد! چرا تحمل چاپ يک نامه تاريخي از آيتالله مصباح را در فصلنامه پانزده خرداد نداشتيد و با اينجانب به سبب چاپ آن نامه قطع ارتباط کرديد؟!
**جا پاي منتظري نگذاريد؛ در بيت منتظري جاسوس سيا نيز از هر زشتي و پليدي مبرا بود
رابعا آيا ميتوانيد توضيح بفرماييد منظور از آن "سقف" ستاد انتخاباتي جناب عالي چه مي تواند باشد، از اين رو، عناصر ضدانقلاب، سکولار، ناباور، آنگاه که در زير "سقف" ستاد قرار بگيرند غسل تعميد مييابند! و "سيئات اعمالشان به حسنات" بدل ميگردد! آقاي دباغ و آقاي باقي تا روزي که زير اين سقف قرار نگرفتهاند، خطرناک، مرموز، و غيرقابل اعتمادند ليکن آنگاه که در ستاد انتخاباتي جناب آقاي کروبي ثبت نام کردند "منا اهل البيتند"! آقاي ابطحي تا روزي که در کنار آقاي خاتمي باشد "عامل نفوذي مشارکتيها" است و بايد از او بر حذر بود، ليکن روزي که در زير "سقف" ستاد انتخاباتي جناب کروبي قرار گرفت فرزند انقلاب است!! و همه بايد بدانند که "ما براي جذب کردن آمديم، نه براي دفع کردن"!! آيا احتمال نميدهيد که اين حب جاه و مقام است که مشکلساز شده باشد؟ آقاي منتظري نيز بر آن بود همه کسان را (ترکش خوردهها را) در زير يک سقف گرد آورد و البته "سقف" مورد نظر او "بيت" بود، کساني که در زير آن سقف قرار ميگرفتند، حتي قربانيفر (جاسوس سيا) نيز از هر زشتي و پليدي مبرا بودند و او بر خود واجب ميدانست که با همه قوا از آنان پشتيباني کند و آنان را مورد ستايش قرار دهد! زينهار که پا جاي پاي آقاي منتظري نگذاريد.
**چرا سخناني بر زبان ميآوريد که مايه شادي رژيم صهيونيستي و سلطنتطلبان ورشکسته ميشود؟
جناب آقاي کروبي
جناب عالي آن روز از آقاي منتظري نگران و ناراحت بوديد که سخنان دشمن شادکن بر زبان ميراند و به نظام جمهوري اسلامي دهنکجي ميکند. چرا شما پيوسته سخناني بر زبان ميآوريد که مايه شادي شيطان بزرگ، رژيم صهيونيستي، سلطنتطلبان ورشکسته و ضدانقلابهاي درون مرزي و برونمرزي شود؟ و خوراک و تبليغاتي براي بوقهاي شيطان بزرگ و صهيونيسم بينالمللي و... فراهم آورد؟؟ با نگاهي به روزنامه "اعتماد ملي" اين تيترهاي آمريکاپسند جلب نظر ميکند:
"اعدام کودکان را متوقف کنيد"! (8/2/88)
"هولوکاست واقعيت دارد"! (10/2/88)
"با ماجراجويي در سياست خارجي مخالفم"! (17/2/88)
**از زبان و قلم منتظري اتهاماتي بر امام، نظام و اسلام وارد کردند که با آب زمزم نيز پاک نميشود
مبادا همانها که ديروز اين گونه سخنان دشمن شادکن را براي آقاي منتظري ديکته ميکردند، امروز به زبان شما بگذارند و از زبان شما به نظام جمهوري اسلامي آسيب برسانند، دور از واقعيت نيست که عناصر وابسته به سازمانهاي سيا و موساد ساليان درازي مترصد بودهاند تا چنين روزهايي که رژيم صهيونيستي به جرم قتلعام کودکان در غزه در جهان بيآبرو شده است، بتوانند با اينگونه تيترهاي ننگبار افکار جهانيان را از جنايات آن رژيم منصرف سازند و جنابعالي با خوشباوري بر اين گمانيد که با يک عذرخواهي خشک و خالي از مردم، تاثير سوء اين تيتر را در جهان از ميان بردهايد!! بايد بدانيد افکار عمومي در جهان هيچگاه باور نخواهند کرد که چهرهاي به نام شيخ مهدي کروبي که چند دوره رياست مجلس را بر دوش داشته تا اين پايه بياراده و بياختيار باشد که چند مهره دست و رو نشسته او را بگردانند، بچرخانند و به نام او دروغ بسازند و تيتر بتراشند، برداشت مردم جهان اين خواهد بود که رييس مجلس سابق در برابر سيل اعدام کودکان در ايران به اعتراض برخاست و از مقامات مسئول خواست اين اعدامها را متوقف کنند، ليکن بعد از فشار و تهديد حاکمان قداره بند!! ايران ناگزير شد آن را تکذيب کند و عذر بخواهد! تاريخنويسان غربي و قلم به مزدان درونمرزي آنان در آينده نيز با همين تحليل و برداشت به بررسي اين گونه عنوانها خواهند نشست و نظام جمهوري اسلامي و در واقع اسلام را به زير سوال خواهند برد. ميبينيد که عناصر همراز و همراه که جناب عالي آنان را در زير يک سقف گرد آوردهايد چگونه از زبان جناب عالي تيشه به ريشه نظام زدند؟ چنان که اين عناصر ديروز از آقاي منتظري نيز چنين سوءاستفادههايي کردند و از زبان و قلم او اتهاماتي بر امام، نظام و اسلام وارد کردند که با آب زمزم نيز پاک نميشود. نکته درخور نگرش اينکه جناب عالي در نامه خود به شوراي نگهبان يادآور شدهايد که: "... نميدانم که آيا اعضاي محترم شوراي نگهبان به رسانههاي بيگانه توجه دارند که تا چه اندازه از اين سخنان سوءاستفاده کرده... آيا نبايد از حيثيت نظام در اين مورد دفاع کرد؟... (اعتمادملي 18/1/88) از اينکه جناب عالي در انديشه دفاع از حيثيت نظام هستيد! و اينکه ميدانيد رسانههاي بيگانه از سخنان مسئولان نظام تا چه اندازه سوءاستفاده ميکنند! در خور قدرداني، سپاسمندي و اميدواري است! ليکن بايسته است که جناب عالي به اين پرسش پاسخ دهيد که آيا اين تنها "اعضاي محترم شوراي نگهبان" هستند که بايستي مراقب باشند که "رسانههاي بيگانه از سخنان آنان سوءاستفاده نکنند و سخناني بر زبان نياورند که مايه بهره گيري نارواي رسانهها و دستگاه تبليغاتي بيگانگان شود؟! جناب عالي هر آنچه بگوييد، بنويسيد و يا اطرافيهاي شما، به نام شما به دروغ و راست تيتر بتراشند، خوراک تبليغاتي براي رسانه هاي بيگانه فراهم نميسازد؟! و آب به آسياب دشمن نميريزد؟! آقاي منتظري بر اين باور بود که آنچه ميگويد و مينويسد: مايه استواري نظام جمهوري اسلامي است!! حتما امروز هم باند واداده و ورشکستهاي که دور شما گرد آمدهاند به شما باوراندهاند که گفتار و نوشتار شما حيثيت نظام را در خارج بيمه ميکند و به نظام جمهوري اسلامي آبرو و اعتبار ميبخشد!! جهانيان از اينکه ايران چنين چهره مترقي، روشنفکر و راستگويي به نام "مهدي کروبي" دارد به خود ميبالند و به او افتخار ميکنند که اين ابر مرد در برابر اعدام سيل آساي کودکان، به پا خاسته و شجاعانه خواهان توقف اين جنايت شده است!
**نفوذيهاي مرموز و سرسپرده از مطرح کردن هولوکاست چه نقشهاي در سر دارند؟
جناب آقاي کروبي
جناب عالي روي ماجراي هولوکاست تا چه پايهاي تحقيق مطالعه و بررسي کردهايد که چنين قاطع و صريح ميگوييد: "هولوکاست واقعيت دارد"!!(اعتمادملي 10/2/88) اگر به راستي درباره اين ماجرا مطالعه داريد! و تحقيق علمي و مستند صورت دادهايد! و اسنادي بر اين ادعاي خود به دست آوردهايد خوب است که دستاورد علمي! و پژوهشي خود را درباره هولوکاست انتشار دهيد، همچنان که روژه گارودي و دهها دانشمند غربي با دلايل عقلي و قراين و شواهد علمي هولوکاست را رد کردهاند، جنابعالي نيز با دلايل و شواهد متقن! آن را اثبات کنيد! و اگر اصولا در اين مورد کوچکترين اطلاع و مطالعهاي نداريد و ديگران براي جنابعالي اين موضوع را ديکته کردهاند و به دست شما داده اند، کاش لحظهاي درنگ ميکرديد و ميانديشيديد که اين نفوذيهاي مرموز و سرسپرده از مطرح کردن اين جريان چه نقشهاي در سر دارند؟ و از زبان جناب عالي به کدام يک از زورمداران مقتدر و فزونخواه جهان چراغ سبز نشان ميدهند؟! آيا جناب عالي لحظهاي نيانديشيدهايد که پيش کشيدن جريان هولوکاست در اين شرايط چه لزومي دارد و چه گرهاي از مشکلات اين کشور باز ميکند؟ البته بعيد نيست که اطرافيان مترقي و دموکراتمآب جنابعالي دستور گرفته باشند که نه تنها هر ايراني را زير يک "سقف" گرد آورند، بلکه جهانيان و در پيشاپيش آن، صهيونيستها را نيز زير يک "سقف" گرد آورند! چون "براي جذب کردن آمديم، ني براي دفع کردن"!! و شايد اکنون نيز در گوش جنابعالي زمزمه ميکنند که موضع شما درباره هولوکاست، ايران را از يک حمله اتمي نجات داد! فشار اقتصادي را کاهش داد!! ايران را از ورشکستگي رهايي بخشيد! افکار جهانيان را نسبت به ايران دگرگون کرد و از همه مهمتر اينکه ايران را از انزوا رهانيد و به جامعه جهاني بازگردانيد!! و... و... از اين رو، ميبينيم مطالبي که براي شما تهيه و ديکته ميشود به گونهاي است که انگار استکبار جهاني در سرنوشت انتخابات نقش زيربنايي دارد و همانگونه که حضرت کروبي براي گردآوري آراي مردم ايران بايد صلح کل شود و با همه انديشه ها، باورمنديها و ديدگاهها خود را همراه و همفکر بنماياند، با سياستبازيهاي استکبار جهاني نيز انکارناگزير است همراهي نشان دهد، هولوکاست را به رسميت بشناسد، از حماس و حزبالله هرگز سخني نگويد، شعار ملي - مردمي "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" را ناديده بگيرد و رسما اعلام کند "با ماجراجويي در سياست خارجي مخالفم" (اعتمادملي - 17/2/88) و با اين فراز آمريکاپسند دل شيطان بزرگ، صهيونيسم بينالملل و ديگر جهانخواران و فزونخواهان را نيز به دست آورد!!
**گروهکهايي که راهشان از مردم جداست، نميتوانند موضع انقلابي داشته باشند
جناب آقاي کروبي
استکبار جهاني و عناصر و عوامل نفوذي آن و نيز مهره ها و گروهک هاي بيگانه از راه و مرام مردم، از ترفندهايي که براي به زير سوال بردن حرکتهاي انقلابي و حماسي و عملکردها و موضعگيريهاي مردمي، به کار ميگيرند، نعل وارونه و سياهنمايي است، آنگاه که در برابر موضع حماسي و انقلابي ملتها ناتوانيهايشان آشکار ميشود، با نيرنگبازي، پشت هماندازي، جارو جنجالهاي تبليغاتي، فريبکاري و هوچي بازي تلاش ميکنند ناتوانيهاي خود را لاپوشي کنند و درماندگي، فرومايگي و بيچارگي خود را تاکتيکي، مقطعي و حتي پيروزي بنمايانند و پيروزيهاي چشمگير ملتها را ظاهري، روبنايي و زودگذر وانمود کنند. در منطق استکبار جهاني و عوامل آن، انقلاب اسلامي ايران طبق خواست آمريکا بود!! و به نفع آمريکا تمام شد! سياست آمريکا اقتضا ميکرد که ملت ايران دست آن ابرقدرت را از سرنوشت ايران قطع کند! و مهره دستنشانده و بياراده آن (محمدرضا پهلوي) را از ايران بيرون بيندازد!! تصرف لان جاسوسي بزرگترين خدمات را به آمريکا کرد! و به ادعاي جناب بنيصدر "ملت ايران را گروگان آمريکاييها کرد"!! حکم اعدما سلمان رشدي خدمت به اين عنصر بينام و نشان بود، دنيا را به نفع او متحد ساخت!! و کتاب آيات شيطاني در ميليونها نسخه به فروش رفت! عدم مذاکره با آمريکا، ايران را در دنيا بدنام کرد و به نفع آمريکا تمام شد و سرانجام بنا بر ادعاي جنابعالي "اين دولت با مطرح کردن هولوکاست بزرگترين خدمت را به اسراييل کرد(!!) زيرا دنيا را به نفع اسراييل متحد کرد(!!) و اصولا انکار هولوکاست حمايت از هيتلر بود.(اعتماد 26/2/88)
مهرهها و گروهکهايي که راهشان از مردم جداست و به علت بيعرضگي، بيغيرتي، وادادگي و خودباختگي نميتوانند کار مردمي کنند، حماسه بيافرينند، موضع انقلابي داشته باشند و پا به پاي مردم حرکت کنند، ناگزيرند، راه ملتها را به زير سؤال ببرند، موضع انقلابي مردم را دور از خردمندي وانمود کنند و با سفسطه بافي و گزافهگويي راه ملتها را بيرهرو سازند. ملتها را نوميد و دلسرد کنند و ناتواني هاي جهانخواران را قدرتمندي جلوه دهند.
**دنيايي که قوچاني، باقي و ابطحي براي جنابعالي ترسيم ميکنند، دنياي کاخنشينان است
جناب آقاي کروبي
تکرار بافتههاي بيپايه مهرههاي ورشکسته، و سرسپرده به بيگانگان، نه تنها هنر نيست، بلکه نشان از جوزدگي و دنبالهروي کورکورانه از عناصري است که راهشان از مردم جداست و نه آنها زبان مردم را ميفهمند و نه مردم به بافته هاي سفسطهآميز و فريبکارانه آنها بها ميدهند.
راستي جنابعالي از دنيا چه ميدانيد که اعلام ميکنيد: "دنيا را به نفع اسراييل متحد کرد"! دنيايي که محمد قوچاني، عمادالدين باقي، عيسي سحرخيز و محمد ابطحي براي جنابعالي ترسيم ميکنند، دنياي کاخنشينان است، نه دنياي مردم کوچه و بازار که اين روزها مقامات رژيم صهيونيستي به هر کشوري گام ميگذارند با تظاهرات تنفرآميز آنها روبرو ميشوند.
جناب عالي به دنبال انديشه مترقيانهاي! که در سايه همنشيني با نيروهاي پياده نظام و عاشقان يقه چاک آمريکا به دست آوردهايد داد سخن دادهايد که: "... اگر فردي رييس جمهور شد بايد بداند که حرفهايش براي کشور هزينه دارد و بايد متوجه باشيم به گونه اي سخن نگوييم که هزينهاي بر مردم هزينه کنيم"!! (اعتمادملي - 17/2/88) اين سخني است که "نهضت آزادي" و ديگر گروهها و نيروها و چهرههايي که رو به قبله کاخ سفيد به نياز ايستادهاند از روز پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز آن را دم گرفتهاند و به آن باورمندند و يکي از ماموريتهاي ويژه آنان اين است که به افراد موثر نزديک شوند و با وسوسه هاي شيطاني آن انديشه تسليمطلبانه را زير پوشش "اصلاحطلبي" به آنان "تلقين" کنند، ديروز اين ماموريت را در مورد آقاي منتظري به انجام رسانيدند و آن چهره انقلابي را که روزي با پشتيباني از نهضتهاي آزاديبخش کشورهاي مختلف، به دنيا اعلام جنگ ميداد، به گونهاي مسخ کردند که امروز همه آرمانهاي انقلابي و انديشههاي امام خميني را نادرست، تندروي و افراطيگري ميداند و همانند جنابعالي گردآوري همه کساني را که در ايران زندگي ميکنند - حتي بهاييها - را در زير يک "سقف" که عبارت است از بيت او و زير نظر او لازم و بايسته ميخواند، اکنون ميبينيم که همان عناصر و اشباه آنان در اطراف جناب عالي گرد آمدهاند و ماموريت خود را در بالا آمد، نشان از تاثيرپذيري عميق از آن تلقينات شيطاني دارد. ليکن نکتهاي که بايسته است جناب عالي به آن پاسخ گوييد اين است که از جناح جناب عالي (باند تسليمطلبان) درست 8 سال قدرت را در دست داشتند و هرگونه شعارانقلابي و روش حزباللهي را تعطيل کردند و پيوسته به گوش مردم خواندند: پرچم آمريکا را آتش نزنيد، مرگ بر آمريکا نگوييد، من شعار مرگ را دوست ندارم، ما به زندگي نيازمنديم (چيزي به اين مضامين) با شعار تشنجزدايي و گفتگوي تمدنها کوشيدند که ملت ايران را به تسليم و سازش بکشانند و عصر تاريک پهلوي را که دوران پوچي و بيهويتي ملت ايران بود، زنده کنند، در آن 8 سال ننگبار استکبار جهاني و نفتخواران بينالمللي چه گلي بر سر زمامدار تسليم طلب ايران و باند او زدند؟! و در اين برههاي که شعارهاي ضدآمريکايي و موضع انقلابي ملت ايران اوج گرفت و جهانخواران را در سطح بينالمللي و در محافل و مجامع جهاني به چالش کشيد، چه هزينهاي بر ملت ايران تحميل شد؟ البته ميتوان آمار و ارقام کيلويي و فلهاي به نمايش گذاشت که در آن 8 سال به برکت لبخند شيرين! و دلنشين! رييسجمهور آمريکا نعمت در ايران فراوان بود! تورم و گراني نداشتيم! ليکن در اين چند سال به علت موضع تند و توفنده ايران در سطح جهاني گراني و تورم بيشتر شد "ايران در ميان جوامع جهاني بيش از پيش منزوي گرديد"! توطئه آمريکا و انگليس و رژيم صهيونيستي دست به دست هم داد که بخشهايي از ايران با بيآبي و خشکسالي روبهرو شود؟! و شيطان بزرگ و فرزند نامشروع آن(اسراييل) ايران را به حمله اتمي تهديد کنند و در برخي از فصلها گوجهفرنگي ...
آري ما بايد بکوشيم شعارها و آرمانهايي را که امت اسلامي در راه پياده کردن آن قربانيها داده، رنجها برده و ميبرد حفظ کنيم و جامه عمل بپوشانيم. نه آنکه براي خوشايند بيتفاوتها، رفاه طلبها سرمايهداران و سوداگران اروپا و آمريکا، به شعارهاي اسلامي انقلابي پشت کنيم و آن را غيرعملي بخوانيم.
**موضع ديروز شما درست است يا موضع امروزتان؟
جناب آقاي کروبي
آيا هنوز هم بر اين باوريد که در خط امام و انقلابيد؟! آيا ناخودآگاه پا جاي پاي آقاي منتظري نگذاشتهايد؟! راستي موضع ديروز شما که در بالا آمد درست است يا موضع امروز جناب عالي که در روزنامه رسميتان منتشر ميشود؟ آيا جنابعالي هم همانند آقاي منتظري اظهار ميکنيد که "انا في کل يوم رجل"!! آيا معني پيروي از خط امام اين است؟؟
مشکل اصولي و ريشهاي جهانخواران با ما به اصل انقلاب اسلامي و احياي اسلام ناب محمدي(ص) برميگردد، آنها کودک سياسي نيستند که به شعار تند يا کند ما بدحال يا خوشحال شوند. آنها از اينکه ايران به عنوان امالقرا براي مستضعفان جهان الگو شده است، سخت آشفته و آزردهاند و برآنند اين انقلاب را درهم بشکنند و ملت ايران را به تسليم بکشانند تا مستضعفان جهان نتوانند از انقلاب اسلامي ايران الگو بگيرند، آنها بر آنند که اسلام راستين و اسلام ناب محمدي(ص) را از ميان ببرند. چنانکه قرآن کريم که امروز ميان ما مهجور است اعلام ميکند: "و لن ترضي عنک اليهود و لاانصاري حتي تتبع ملتهم" نيز امام مظلوم انقلاب که امروز بسياري نان او را ميخورند و آش دشمنان او را هم ميزنند، هشدار داد:
... همه توطئه جهانخواران علين ما از جنگ تحميلي گرفته تا حصر اقتصادي و غيره براي اين است که ما نگوييم اسلام جوابگوي جامعه است و حتي در مسايل و اقدامات خود از آنها مجوز بگيريم...
و نيز تاکيد کرد:... نقشه آن است که قدم قدم پيشروي کنند، شما هر قدر عقبنشيني کنيد، آنها پيشروي ميکنند. آنها کمر به نابودي شما بستهاند، گمان نکنيد با ملايمت و تسليم دستبردار هستند، بلکه با استقامت و ايستادگي و اظهار حق و فريادمظلومانه عقب مينشينند...
**با تاثيرپذيري از مهرههاي واداده، از راه امام و اسلام ناب محمدي دور شدهايد
جناب آقاي کروبي
آيا شما ميتوانيد دولتي را در دنيا به ما نشان دهيد که مبعوث ملت باشد و استکبار جهاني با او نه يک ارتباط حسنه، بلکه يک ارتباط عادي و به دور از تشنج و توطئه داشته باشد؟ دولتهاي مردمي پيوسته مورد بغض و کينه و توطئه و تنفر جهانخواران هستند چون منافع ملتها در تضاد است. در برابر، هر دولتي که ديکتاتور و ضد مردمي باشد مورد حمايت استکبار جهاني و در راس آن شيطان بزرگ ميباشد.
ارتباط و همکاري با مهرههاي هرز شده، ورشکسته و دلبسته آمريکا نه تنها مردانگي، دلاوري، جرئت وم جسارت، غيرت و شجاعت و همت و حميت را از انسان ميگيرد، بلکه دين و ايمان و حتي انسانيت انسانها را نيز به يغما ميبرد. آقاي منتظري اگر در چنگال باندهاي ليبراليستي و نفاقپيشه قرار نميگرفت تا اين پايه سقوط نميکرد که ملتهاي مسلمان کشورهاي ديگر را مورد نکوهش و سرزنش قرار دهد که چرا در برابر کاريکاتورهاي اهانت آميز به پيامبر اکرم (صلواتالله و سلامه عليه) در روزنامه هاي دانمارک به اعتراض برخاستند و به تظاهرات دست زدند!! و امروز ميبينيم که جناب عالي با تاثيرپذيري از برخي مهرهها و چهرههاي واداده و تسليمطلب تا آن پايه از راه امام و اسلام ناب محمدي دور شدهايد که برآنيد ملت مسلمان ايران را از وظايف اسلامي و انساني که در برابر ديگر مسلمانها و انسانها بر دوش دارند بازداريد و بدين منظور به اين آيه شيطاني تمسک کردهايد:
"... اما آنچه بايد بگويم اين است که چراغي که به خانه رواست به مسجد حرام است. ما بايد اول مشکل خودمان را در اولويت قرار دهيم و بهطور معمول و عرف بينالمللي به گونه اي معقول و حسابشده به ديگران کمک کنيم..."!!(اعتمادملي 25/1/88)
"چراغي که به خانه رواست در مسجد حرام است" برخلاف سفارش موکد حضرت پيامبر اسلام (صلوات الله و سلامه عليه) است که اعلام ميدارد "من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم"، "من سمع رجلا ينادي ياللمسلمين قلم يجبه فليس بمسلم"، برخلاف روش اخلاقي پرورش يافتگان مکتب تشيع است که "الجار ثمالدار" و سرانجام مخالف موازين انساني و اخلاقي ميباشد، چو "بني آدم اعضاي يکديگرند" بگذريم از اينکه امروز هرگونه کمک به فلسطينيها در واقع دفاع از مرز و بوم ايران است چرا که رژيم صهيونيستي خواب دستيابي بر مراکز نفتي و تشکيل دولت "از نيل تا فرات" را ديده است و اگر تاکنون به اين آرزوي خود دست نيافته براي اين است که در خاکريز اول زمينگير شده و نتوانسته است فلسطينيها را به تسليم و سازش بکشاند و يا نابود کند و اگر روزي - خداي نخواسته - اين خاکريز را فتح کند مردم ايران بايد در مرز خود با صهيونيستها بجنگند و به فرموده حضرت علي(ع) بدبخت ملتي که آنقدر بنشيند تا دشمن وارد خانه او شود و در درون خانه خود با دشمن نبرد کند. نکته در خور توجه اينکه هرگونه کمک به فلسطينها را "به عرف بينالملل" منوط ساختهايد که خود خوب ميدانيد که در به اصطلاح "عرف بينالملل" هرگونه کمکي به فلسطينيها "کمک به تروريسم است" و جرم شمرده ميشود و رژيم دستنشانده و مزدور حسني مبارک چون پايبند به "عرف بينالملل" است راه مرزي رفح را بست و از رسيدن دارو و غذا به کودکان غزه پيشگيري کرده و اجازه داد هزاران زن و کودک از گرسنگي و بيدارويي جان بسپرند چون پايبند به "عرف بينالملل" بود و اگر ملت ايران - خداي نخواسته - به "عرف بينالملل" بخواهد بها دهد به امثال مهدي کروبي نيازي ندارد، بلکه به سراغ رضا پهلوي، مسعود رجوي، ابوالحسن بنيصدر و... ميرود که بهتر از او ميتوانند به اين "عرف بينالملل" عمل کنند!
شما در تبليغات انتخاباتي خود شعار دادهايد: "حاکميت مستلزم آن است که هيچ ارادهاي فوق قانون رسميت نداشته باشد و همه در برابر آن خاضع باشند. تفکيک و استقلال قوا يکي از شرايط لازم تحقق اين شعار است، بهويژه استقلال دستگاه قضايي و قاضي رکن رکين آن است... بنابراين سياست محوري اينجانب دفاع از حاکميت قانون و برابري مردم و مسئولان در برابر اين سياست است و نميپذيرم که قانون فقط براي رعايت مردم و نه مسئولان باشد..." (اعتمادملي - 24/1/88)
متاسفانه جناب عالي به همين شعاري که دادهايد باورمند نبوده و از هماکنون آن را زير پا گذاشته و برخلاف آن نظر دادهايد:
... اگر من رئيسجمهور شوم با استفاده از اختياراتم تمام دانشجوياني را که در زندان هستند و از تحصيل محروم شدهاند، به دانشگاه برميگردانم...(همان 6/2/88)
شگفتا! جنابعالي انگار که در دوران ناصرالدينشاهي زندگي ميکنيد و اصولا نميدانيد که در کشوري به سر ميبريد که داراي قواي مستقل و منفک از يکديگر است و قوه اجراييه حق دخالت در امور قضايي ندارد؟ مگر جناب عالي در بالا شعار نداديد(تفکيک و استقلال قوا يکي از شرايط لازم تحقق اين شعار است، بهويژه استقلال دستگاه قضايي و قاضي رکن رکين آن است... و نميپذيرم که قانون فقط براي مردم و نه مسئولان باشد"!) شما اگر رييسجمهور شديد روي چه مجوزي در امور قضايي دخالت ميکنيد و "تمام دانشجوياني را که در زندان هستند" آزاد ميکنيد و به دانشگاه برميگردانيد؟ چرا به دانشجويان وعده دروغ ميدهيد؟ چرا هنوز که دستتان به هيچ جا بند نشده است ميخواهيد قانون را زير پا بگذاريد؟ چرا تا اين پايه به قانون و مقدسات مردم بياعتنا هستيد و بر آنيد که همه ارزشها را در راه رسيدن به قدرت به بازي بگيريد؟ جناب عالي روزي نزد من در مقام نکوهش از "مشارکتيها" و "مجاهدين..."! از اينکه از تغيير قانون اساسي نظام اسلامي دم ميزنند سخت اظهار خشم ميکرديد و اظهار داشتيد در ترکيه پس از گذشت هفتاد سال، هنوز قانون لائيک پابرجاست و هنوز به آن احترام ميگذارند ليکن در کشور ما بيش از چند صباحي از قانون نظام اسلامي نگذشته است تغيير در آن را مطرح ميکنند، ليکن امروز براي اينکه بتوانيد آراي چند جوجه روشنفکر خودباخته را به دست آوريد تغيير در قانون اساسي را وعده ميدهيد و اعلام ميکنيد: "... قانون اساسي که کتاب خدا نيست که نتوان تغيير داد..." (همان 9/2/88)
ميبينيد که حب جاه تا چه پايهاي خطرناک است، چنانکه پيامبر اکرم(ص) ميفرمايند: "آخر ما يخرج من روس الصديقين حب الرئاسه".
**سروش دستپروده انجمن حجتيه است
از قلم گزنده من که از سر دلسوزي، نگراني و دردمندي است آزرده خاطر نگرديد و به واقعيتهايي که در اين هشدارنامه آمده است، بنگريد و روي آن تامل کنيد. من با آزموني که از تاريخ دارم و با نگاه ژرف و پندآميزي که در در ازاي اين سي سال به کارکردهاي ريز و درشت گروهکها، چهره ها و عناصر واپسگرا و روشنفکر ماب داشتهام به اين واقعيت رسيدهام که اين دو دسته در يک موضوع با يکديگر همراه، همراز و همانديشهاند و آن به کارگيري تز استعماري "اسلام منهاي روحانيت" است. اينجانب از ساليان درازي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به ياد دارم که دستپروردههاي "انجمن حجتيه" به همان اندازه از عالمان ديني و پيشوايان روحاني نفرت و ذهنيت داشتند که هواداران اين تز مانند "نهضت آزادي" و نکته در خور توجه اينکه هر دو دسته يک روحاني را با خود همراه کرده بودند، اصولا بسياري از اعضا و افراد انجمن حجتيه را مي بينيم که پس از پيروزي انقلاب اسلامي رنگ عوض کردند و در جامعه روشنفکري، نوانديشي، اصلاحطلبي و... بازيگر صحنه شدند. جناب آقاي دباغ که امروز پدرخوانده روشنفکر مآبها پنداشته ميشود، خود از دستپرودههاي انجمن حجتيه است.
**مهره هاي ورشکسته آمريکا ديروز منتظري را در ميان گرفتند و امروز به سراغ شما آمده اند
اين گروهکها و باندها که ريشه در فراماسونهاي عصر مشروطيت دارند، با همان شيوه و شگرد در راه از ميان بردن و خنثي کردن روحانيون وارسته کار ميکنند. در دوران مشروطيت، فراماسونها با پنهان شدن در پشت سر اين و آن عالم ديني و رهبران روحاني نتوانستند آنان را روياروي يکديگر قرار دهند و رهبران بزرگ و سترگ آن نهضت را يکي پس از ديگري از پاي درآوردند، حاج شيخ فضلالله نوري را به دار بکشند، حاج سيدعبدالله بهبهاني را ترور کنند و بسياري ديگر از عالمان برجسته را در اطراف و اکناف ايران از ميان ببرند و راه براي سلطه و حاکميت استعمار انگليس هموار سازند و رضاخان قلدر را از اصطبل انگلستان بيرون بکشند و بر تخت سلطنت بنشانند و خون ملت را در شيشه کنند. در پي پيروزي انقلاب اسلامي نيز نخست به همان شيوه و شگرد به رويارويي با روحانيان برجسته و وارسته برخاستند، شخصيتهاي روحاني بزرگي مانند مطهري، بهشتي و شهداي محراب را از پاي درآوردند ليکن به طور عيني دريافتند که اين خونريزيها بر آبرو و اعتبار روحانيت افزود و جايگاه آنان را در ميان ملتها استواري بيشتري بخشيد، از اين رو، تغيير تاکتيک دادند و کوشيدند که به ترور سفيد روحانيان دست بزنند. امروز اين گروهکها و مهرههاي ورشکسته که نقش نيروهاي پياده نظام آمريکا را ايفا ميکنند، آنگاه که به يک روحاني نزديک ميشوند در گام نخست دنبال اين هستند که او را ناخودآگاه از خط امام دور کنند و در گام دوم در ميان مردم او را ساقط و بيآبرو سازند. ديروز آقاي منتظري را در ميان گرفتند و گرداگرد او به صحنهگرداني برخاستند و ديديدم او را چگونه از امام و انقلاب جدا کردند و به روز سياه نشاندند و به دنبال آن سراغ ديگر روحانيون رفتند و چه بسا کساني از روحانيان را نه تنها از راه امام دور ساختند، بلکه زير پوشش "اصلاحطلبي" به ورطه تسليمطلبي کشاندند و آنان را خنثي و بياعتبار کردند که بحث و بررسي آن از مجال اين هشدارنامه بيرون است. امروز به سراغ شما آمدهاند و در گرد شما بساط گستردهاند.
**شيادان نفاقپيشه در محافل دروني شما را مسخره ميکنند
شايد جنابعالي بر اين باور باشيد اين مهرههايي که پشت سرتان صف کشيدهاند، به شما ايمان دارند و در مقام احترام به مقام روحاني شما سر در راهتان گذاشتهاند، اين شيادان نفاقپيشه در محافل دروني شما را مسخره ميکنند و از اينکه توانستند شما را اينگونه آلت دست خود کنند و از زبان شما و در روزنامه مربوط به شما حرفهاي خود را بازگو کنند، به خود ميبالند. آنها اين نقشه را دنبال ميکنند تا افرادي مانند جنابعالي را اگر توانستند به قدرت و رياست برسانند در آن دوران به ندانمکاريها، چوب لاي چرخ گذاشتنها، کارشکنيها و کاغذبازيها و... ادامه دهند تا روحانيان در ميان مردم کاملا بياعتبار شوند. مردم از روحانيان نااميد شوند و به آنان پشت کنند تا راه براي به قدرت رسيدن مهرهها و چهرهها و گروهکهاي دلبسته به شيطان بزرگ هموار شود و با به قدرت رسيدن آنان فرش قرمز براي بازگرداندن سرجوخههاي خونآشام آمريکايي به ايران پهن شود و آمريکا به ايران بازگردد، آن روز ماموريت اين حضرات پايان ميپذيرد. البته اين خواب طلايي و آرزوي شيطاني هيچگاه تحقق نمييابد، چرا که ملت ايران به رشد کافي و بلوغ سياسي کامل رسيده است و توطئهگران از اين ترفندها نميتوانند طرفي بربندند ليکن آسيبهايي که به چهره هاي انقلابي مانند جناب عالي وارد ميکنند، مايه تاسف است.
**ضربهاي که به امام و انقلاب وارد کرديد، جبرانناپذير است
"زمستان ميرود و روسياهي به ذغال ميماند". اين جار و جنجالها و گرد و خاکهاي تبليغاتي فرو مينشيند ليکن خوراک تبليغاتي که براي راديوهاي بيگانه فراهم ساختيد و ضربهاي که از اين طريق به اسلام، امام و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي وارد کرديد، سخت جبرانناپذير ميننمايد، بيترديد و زر و بال آن دامنگير جنابعالي خواهد شد. چنانکه خود مستحضريد همه ما در معرض آزمون هستيم و متاسفانه تاکنون بسياري از مدعيان خط امام و انقلاب در اين آزمون، سربلند و رستگار نشدند، برخي امام و انقلاب را در راه حفظ اطرافيان قاتل خود قرباني کردند. برخي براي 60 هزاري راي بيقابليت به امام پشت کردند! برخي براي اينکه امروز خواب رهبري ميبينند و آرزو دارند که دوران سياه شاه و رعيت را زنده کنند و مردم را بهعنوان رعيت دنبال خود بکشانند ميبينيد که به چه دروغها، تزويرها، ترفندها و نيرنگهاي فضاحتباري دست ميزنند، برخي نيز به گونهاي شهوت مقام آنها را کور کرده که آمادهاند همه آرمانهاي انقلاب را زير پا بگذارند و به امام پشت کنند و با هر مهره و چهره ضدانقلاب و وابسته به استکبار جهاني همدم و همنفس شوند تا به قدرت برسند.
احسبالناس آن يتروکوا آن يقولوا آمنا و هم لايفتنون.
**انقلاب به هيچ فرد و گروهي متکي نيست
واقعيت اين است که انقلاب به هيچ فرد و باند و گروهي متکي نيست و راه امام و انقلاب در کشورهاي دور و نزديک با استواري و صلابت رو به حرکت و پيشرفت است و اين حرکت و خروش هيچگاه باز نميايستد و هيچ چيزي نور خدا را خاموش نميکند چه رسد فوت سست فروهشتگان سست پايه و فرومايه، و کبر شيطان ناتوان تر از آن است که بتواند راه امام را بيرهرو سازد، راه امام راه ملتهاست و راه ملتها جاويدان است. هر چند آمريکا و آمريکاپرستها را خوش نيايد.
نوشته شده توسط jadtabriz در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388
ساعت 13:27 موضوع |
لینک ثابت
هدف از تشکيل جامعه اسلامي دانشجويان
مدير کل دفتر اجتماعي سازمان ملي جوانان، از تشکيل جامعه اسلامي دانشجويان براي حمايت از ولايت خبر داد و گفت: هدف از تأسيس اين تشکل دانشجويي شکستن انحصار و تک صدايي موجود در دانشگاهها است. |
|
به گزارش روز چهارشنبه ايرنا از مرکز ارتباطات و اطلاع رساني نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها(مأوا)، مهندس "مجدالدين معلمي" در هشتمين اردوي سياسي دانشجويان با تشريح چگونگي شکلگيري تشکل متبوع خود در دوران دانشجويي گفت: انحصاردر دانشگاهها، موجوديتي جز صداي خود را بر نمي تافت و دانشجوياني که مدافع حريم ولايت بودند عملاً فضايي براي ابراز وجود و فعاليت نداشتند.
مسئول سابق جامعه اسلامي دانشجويان کشور تصريح کرد: اين افراد همان هايي هستند که امروز با چرخشي ساختگي به طرفداران آزادي و چند صدايي تبديل شده اند؛ اين چرخش زماني محسوس تر مي شود که ما خاطراتمان از برخوردهاي تند و خشن آن ها با طرفداران صداي ولايت را مرور مي کنيم.
وي با بيان اين که دانشجويان عضو جامعه اسلامي دانشجويان کشور از سال 67 تلاش کرده اند، تفکر اين تشکل را در فضاي دانشگاهي توسعه دهند، گفت: ما در عين وفاداري به نظام ولايت و حفظ چشم اندازهايي که رهبري مشخص کردهاند در مصاديق سياسي هم وارد مي شويم و تفاوت ما با ساير تشکلهاي همسو در اين است که معتقديم نبايد جامعه را نسبت به مصداق ها رها کرد و صرفاً به بيان کليات پرداخت.
مدير کل اجتماعي سازمان امور جوانان در ادامه به موضعگيريهاي شفاف جامعه اسلامي دانشجويان کشور در انتخابات پرداخت و گفت: در انتخابات چهار سال گذشته رياست جمهوري تنها تشکلي که رسماً و علناً از نامزدي " احمدي نژاد " حمايت کرد جامعه اسلامي دانشجويان بود،در حالي که آن روز هيچ کس احتمال رأي آوردن ايشان را نمي داد؛ در انتخابات امسال نيز با ورود به مصداق از نامزدي مجدد احمدي نژاد حمايت شد.
وي فعاليت هاي سياسي را از جنس آزمون و خطا دانست و گفت: ما مدعي آن نيستيم که در همه ورودهايمان به مصاديق درست عمل کردهايم، شايد در برخي از انتخابها دچار اشتباه شده باشيم با اين همه نفس حرکت دانشجويي بر مبناي آزمون و خطا است.
معلمي، جديد ترين مشکلات جامعه امروز و کشور را خلل در عقلانيت و بصيرت اعلام کرد و گفت: بسياري از نخبگان و هاديان جامعه ما به خاطر اين نقص در بحبوحه چالشها دچار خطا مي شوند، بنابراين بايد بسترهاي لازم در جهت تقويت عقلانيت و بصيرت فراهم شود.
وي افزود: امروز متأسفانه بسياري از فارغ التحصيلاني که با عناوين تحصيلکرده و فرهيخته و روشنفکر از دانشگاهها بيرون ميآيند نمي توانند نسبت خود با پديدههاي اجتماعي را پيدا کنند.
معلمي، تجربه اندوزي سياسي در تشکلهاي دانشجويي را راهکاري براي ايجاد بصيرت و عقلانيت ورود به حوزه مسايل روز خواند و گفت: امروز در دانشگاههاي ما بسياري از دانشجويان و خانوادههايشان ديد درستي درباره کارکرد مهم و ارزشمند تشکلهاي دانشجويي و تعريفي جز وقت گذراني از آن ندارند، به خاطر همين است که مسئولان و اعضاي تشکلها فلسفه تشکيل و فعاليت را بايد در دانشگاهها تبيين و شفاف سازي کنند.
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ساعت 12:56 موضوع |
لینک ثابت
طرح فراري دادن محمد خاتمي
طرح فراري دادن محمد خاتمي از کشور با هدف تشکيل اپوزيسيون جديد عليه جمهوري اسلامي ايران در اروپا از سوي يک گروهک مدعي ملي گرايي تدوين و ارايه شده است. |
|
به گزارش ايرنا اين گروهک مدعي ملي گرايي و آزاديخواهي عصر جمعه و همزمان با انتشار خبر آغاز محاکمه سران ستاد آشوب و عناصر خياباني آنها طرحي را به چند چهره روحاني نماي مدعي اصلاحات ارايه دادند که طي آن محمد خاتمي به علت احتمال فاش شدن نقش او در پروژه اغتشاشات و روابط پنهان خارجي اش در جريان اعترافات دستگير شدگان بايد از کشور خارج و در سوييس مستقر شود.
براساس اين طرح محل فعاليت خاتمي در ژنو موسوم به موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها مي تواند محل خوبي براي ادامه تماس هاي سياسي و روابط مالي با حاميان غربي اصلاح طلبان (آمريکا و انگليس و ...) و پايگاهي امن جهت مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران باشد.
به نظر مي رسد دريافت گزارش هايي درباره فعاليت هاي خاتمي طي سال هاي گذشته در پوشش دفتر ژنو، جريان هاي براندازي را بر آن داشت تا از اين ظرفيت در جهت اهداف ضد ايراني خود استفاده کنند. خبرهاي دريافتي از مواضع و روابط اعلام نشده خاتمي نشان مي دهد که مناسبات و مواضع امر مي تواند از نظر دشمنان جمهوري اسلامي يک فرصت محسوب شود. شنيده ها از وجوه نکات قابل ملاحظه اي در اين زمينه در ميان اعترافات بعضي دستگير شدگان آشوب ها پس از انتخابات حکايت مي کند.
ظاهرا برخي عناصر سياسي و امنيتي آمريکايي و اروپايي نشاني محل فعاليت خاتمي در ژنو را به خوبي مي دانند و خاطرات دلچسبي از اين محل دارند. بعضي تحليل گران و آگاهان سياسي کشورمان "موسسه گفت و گوي فرهنگ ها و تمدن ها" را يک نام مستعار براي محل فعاليت خاتمي در ژنو مي دانند. دفتر اين موسسه در تهران در حوالي ميدان آرژانتين واقع شده است
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ساعت 12:49 موضوع |
لینک ثابت
دکتر عباسی...
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه مسئله امروز موسوي خروج از حاكميت است، گفت: موسوي ستاد انتخابات و شوراي نگهبان را قبول ندارد و دولت دهم كه رهبري حكم تنفيذ آنرا به زودي ميدهند قبول ندارد.

به گزارش رجانيوز به نقل از فارس از اصفهان، حسن عباسي شنبه شب در مراسمي با عنوان بررسي كودتاي توييتري (آژاكس 2) در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري كشور افزود: ملت بزرگ ايران 30 سال است كه بر مواضعش ايستادگي كرده و كسي هم جرات تعرض به آنرا ندارد و اين درحاليست كه جوانان ما بايد امروز به تكنيك رسانهاي روز مجهز شوند.
وي با تاكيد بر اينكه بايد از دوره 2 ماه گذشته درس بگيريم، تصريح كرد: مقام معظم رهبري با درايت خود باعث رفع اين خطر عظيم شدند.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه هر جريان سازمان يافتهاي از ابتداي انقلاب تاكنون و بعد از آن در برابر انقلاب قرار گرفته شكست خوده است، اظهار داشت: بنيصدر محبوبيت داشت و گروه منافقين خلق نيز كار سازماندهي بسيار قوي داشتند، اما امروز بايد ديد آنها كجا هستند.
عباسي با اشاره به اينكه درخت تنومند انقلاب همچنان به سمت بالا حركت ميكند، افزود: آبروي برخي از مسئولان در جريانات اخير سر آقازاده هايشان رفت و اين آقازادهها، نظامي كه پدرانشان براي آن زندان رفته بودند را با مشكل و خطر روبهرو كردند.
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز با تاكيد بر اينكه هاشمي آگاهانه در اين مسائل نقش بازي ميكرد، اظهار داشت: چرا يك سياستمدار اجازه ميدهد دخترش از انگليس بيايد و آن حرفها در خيابان بزند و يا پسرش باعث و باني برخي كارهاي مخرب در كشور باشد و اين فرد اينگونه به فرزندانش اجازه داد كه 70 سال آبروي سياسيش را ببرند.
وي افزود: اين شخص در نماز جمعه به جاي جمع كردن اوضاع حرفهايي را زد كه 3 روز تمام رسانههاي غربي و معاند نظام شادي و پايكوبي ميكردند.
عباسي با تاكيد بر اينكه چرا دختر هاشمي با آن حرفهاي هتاكانهاي كه زد را آنقدر زود آزاد كردند، اظهار داشت: سئوال من اينست كه نقشي كه پسر هاشمي در اغتشاشات داشت اگر فرد ديگري اين نقش را ميداشت با او چه كار ميكردند؟
رئيس مركز دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه مسئله امروز موسوي خروج از حاكميت است، اضافه كرد: موسوي ستاد انتخابات و شوراي نگهبان را قبول ندارد، دولت دهم كه رهبري حكم تنفيذ آنرا به زودي ميدهند قبول ندارد كه يعني رهبري را قبول ندارد و مجلس را هم كه بايد به وزرا راي اعتماد دهد قبول ندارد و اينها به تنهايي كافيست تا دريابيم موسوي خروج از حاكميت كرده است.
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ساعت 9:57 موضوع |
لینک ثابت
دادگاه متهمین پرونده اغتشاشات
نخستين جلسه دادگاه متهمان اغتشاش، آشوب و متهمين پروژه شکست خورده کودتاي مخملي پس از انتخابات رياست جمهوري صبح امروز در مجتمع امام خميني(ره) دادگستري استان تهران برگزار شد. |
|
* جلسه رسيدگي به متهمان آشوب ها و اغتششات پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري،ساعت 9و پنج دقيقه صبح امروز(شنبه دهم مردادماه) در سالن اجتماعات دادگستري کل استان تهران آغاز شد.
* متن کيفرخواست عليه متهمين پروژه شکست خورده کودتاي مخملي اعلام توسط "عبدالرضا محبتي" معاون داستان عمومي و انقلاب تهران به نمايندگي از مدعي العموم دربخش هاي متفاوتي قرائت شد.
* معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران دراين خصوص گفت: براساس مستندات به دست آمده و اعترافات مستدل متهمين، حوادث و آشوب هاي اخير از پيش طراحي شده وطبق جدول زمانبندي شده پيش رفته است.
* دراين جلسه حدود 100 نفر از متهمين اغتشاشات و آشوب هاي اخير حضور داشتند که حضور برخي از چهره هاي سرشناس جبهه اصلاحات و از مديران دولت خاتمي با لباس زنداني دراين ميان خودنمايي مي کرد.
* "بهزاد نبوي" عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، "محسن ميردامادي" دبير کل حزب مشارکت، " محسن امينزاده" عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت، "محمد عطريانفر" عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران، "محمدعلي ابطحي" عضو شوراي مرکزي مجمع روحانيون مبارز، "محسن صفايي فراهاني" عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت و "عبداله رمضانزاده" عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت از جمله چهره هاي سرشناس حاضر در رديف متهمين بودند.
* "محمدعلي ابطحي" معاون پارلماني رييس جمهور و رييس دفتر رييس جمهوري در دوره رياست جمهوري خاتمي، با لباس زنداني در جايگاه قرار گرفت و به عنوان يکي از متهمان اغتششا ت اخير، بخشي از وقايع را اعتراف کرد.
* وي در بخش از اعترافات خود که با حضور خبرنگاران رسانه ها در دادگاه برگزار شد، به هم قسمي خاتمي،هاشمي و موسوي در جريان انتخابات اشاره کرد و گفت: البته هاشمي قصد انتقام از رهبري و احمدي نژاد را داشت و براي همين با موسوي هم قسم شده بود،ولي موسوي دچار توهم حمايت شده بود.
* ابطحي همچنين با اشاره به شناخت و اشراف "سيدمحمد خاتمي" از وقايع کشور و همچنين اشاره اي به روند انتخابات دوره نهم رياست جمهوري،گفت: حمايت خاتمي از موسوي نيز حرکتي خائنانه بود.
* "محمد عطريانفر" يکي ديگر از متهمان پرونده اغتشاشات اخير نيز در جلسه دادگاه گفت: اينجا آمده ام خود را بشکنم و بگويم عضو نظام هستم و بايد بگويم، دو اصل مهم ولايت فقيه و نظام اسلامي بي رحمانه مورد هجمه برخي گروه ها و جريانات حزبي قرار گرفت.
* عطريانفر به سوايق رسانه اي خود اشاره کرد و گفت: درباره جزئيات توان سخن گفتن ندارم چون از سال 86 در حوزه جريان اصلاحي دچار تنوعي ترديد و نوعي نگاه نگران بودم.
* علاوه بر برخي از متهمين که با لباس افراد زنداني در جلسه دادگاه حضور داشتند ،بسياري از متهمان نيز با لباس شخصي و دست بند در جلسه دادگاه حاضر شده بودند.
*جلسه دادگاه متهمين آشوب هاي اخير با حضور خبرنگاران، عکاسان و فيلمبرداران رسانه هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري برگزار شد.
نوشته شده توسط jadtabriz در یکشنبه یازدهم مرداد 1388
ساعت 9:17 موضوع |
لینک ثابت
ابطحي: هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند
ابطحي: هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي قسم خورده بودند يكديگر را تنها نگذارند
خبرگزاري فارس: عضو مجمع روحانيون مبارز گفت: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با يكديگر هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نميدانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله راي براي چه بود.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد علي ابطحي عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه سخنان خود در جلسه علني دادگاه رسيدگي به جرايم پس از انتخابات گفت: زماني كه قرار بود موسوي مدارك مربوط به بحث تقلب در انتخابات را مطرح كند به خاطر دارم در جلسه مجمع روحانيون مبارز وقتي بحث ارائه مدارك تقلب در انتخابات مطرح شد يكي از دوستان كه قبلا وزير كشور هم بود گفت همه اين مدارك اگر جمع شود و درست باشد 700 هزار راي بيشتر نميشود. بنده وقتي از موسوي به عنوان هندوانه سربسته ياد كردم به خاطر همين توهمات بود كه در موسوي وجود داشت كه وي امكان تقلب 11 ميليوني را امكان پذير ميدانست.
وي افزود: پس از انتخابات در جلسه مشتركي هاشمي رفسنجاني، موسوي و خاتمي با هم قسم شدند كه پشت يكديگر را خالي نكنند و بنده نميدانم كه اين تنها نگذاشتن و ياري كردن يكديگر پس از 11 ميليون فاصله براي چه بود.
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: شايد خاتمي دليل خود را داشت، موسوي شايد كشور را نميشناخت ولي خاتمي با همه ارادتي كه به وي دارم اتفاقا برعكس همه مسائل را ميدانست، توانايي و اقتدار مقام معظم رهبري را ميشناخت اما به خاطر اتفاقات موسوي را همراهي كرد كه اين همراهي خائنانه بود.
ابطحي اضافه كرد: هاشمي در ذهن خود قصد انتقام از احمدينژاد و مقام معظم رهبري را داشت؛ اينها همه مسائلي بود كه در ذهن موسوي به عنوان توهم همراهي شكل گرفته بود.
وي با اشاره به نقش مجمع روحانيون مبارز خاطرنشان كرد: واقعا مجمع روحانيون منتسب به امام و انقلاب بود لذا حداقل بايد اين انتصاب را نگه ميداشت.
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح كرد: بنده خودم را نيروي اصلاحطلب ميدانم؛ لذا ميگويم كه خاتمي حق نداشت ظرفيت اصلاحات را به پاي موسوي بريزد حتي موسوي هم اين ظرفيت را نداشت. البته بنده طرفدار رياست جمهوري احمدينژاد نبودم ولي زماني كه 11 ميليون در انتخابات فاصله ايجاد شد به عنوان كسي كه طرفدار مردمسالاري هستم اين مسئله را نپذيرفتم و با اين موضوع جلوي فضاي رشد مدني را گرفته و به فرهنگ و تاريخ ايران خيانت كردهام. ولي اگر به جاي پيام به موسوي به احمدينژاد تبريك ميگفتيم بهترين وضعيت را امروز در تاريخ ايران دارا بوديم.
ابطحي با اشاره به حضور خود در برخي راهپيماييهاي غيرقانوني خياباني تاكيد كرد: كار بدي كردم كه در راهپيماييها شركت كردم ولي كروبي به بنده گفت كه ما با اين راي كم نميتوانيم مردم را به خيابانها دعوت كنيم. ولي خود برويم تا به نوعي اعتراضمان را نشان بدهيم.
وي اظهار داشت: موسوي به كروبي پيغام داده بود كه من چيزي براي از دست دادن ندارم، موسوي اگرچه چيزي براي از دست دادن نداشت ولي با توجه به راي 13 ميليوني با اين پيگيري آشوبها خيلي چيزها را از دست داد و ما افتخار اين حضور 40 ميليوني را از دست داده و آنرا خدشهدار كرديم ما ميتوانستيم در دنيا بهتر از اين باشيم.
عضو مجمع روحانيون مبارز ادامه داد: موسوي در بسياري از موارد ميگفت ما طرفدار مردم مسلمان هستم. اين درحالي است كه اين آشوبها دلبستگيهاي مردمان مسلمان را نسبت به ايران قطع كرد، موسوي ميگفت كه من طرفدار خط امام هستم و هميشه روي نظام و امام تاكيد ميكرد، بنده ميگويم كه هيچكس نميتواند روي امام و نظام تاكيد كند ولي در عين حال كوچكترين عملي انجام دهد كه نظام را هم به خطر بيندازد. چرا كه امام فرمودهاند حفظ نظام از اوجب واجبات است.
ابطحي اضافه كرد: اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مينشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل ميگرفت و درصورتي كه اين هلال تشكيل ميشد ديگر هيچ جا و آثاري از انقلاب نميماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان با نام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مسئله نجات دادند تشكر كند.
وي با بيان اينكه معمولا ما نيمي از شجاعت را تعريف كردهايم اظهار داشت: شجاعت بزرگتري هم وجود دارد كه بنده از آن استفاده ميكنم لذا اگر انساني احساس كند كه به ديدگاهي رسيده و اين ديدگاه به نفع نظام است بيان آن شجاعانهتر است از بيان ديدگاه و نظر اپوزيسيون در مقابل حكومت و نظام.
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه تاكيد كرد: به همه دوستان ميگويم و همه دوستاني كه صداي ما را ميشنوند بدانند كه موضوع تقلب در ايران دروغ بود و در واقع تقلب موضوعي بود تا آشوبها شكل بگيرد تا ايران همانند افغانستان و عراق بشود، تا جايي كه كشور دچار آسيب و سختي بشود.
نوشته شده توسط jadtabriz در شنبه دهم مرداد 1388
ساعت 14:6 موضوع |
لینک ثابت
کيفر خواست متهمان آشوب هاي اخير
معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران در ادامه قرائت کيفر خواست متهمان حوادث اخير بر نقش برخي احزاب و فعالان حوزه سياسي براي زمينه سازي کودتاي مخملي در ايران تاکيد کرد و از تلاش حزب مشارکت در اين جهت با رايزني با ايادي انگليس خبر داد. |
|
به گزارش خبرنگار حوزه حقوقي - قضايي ايرنا، در متن کيفر خواست قرائت شده توسط محبتي آمده است :
رياست محترم دادگاه
با توجه به آنچه که تاکنون گفته شد مي توان نقش برخي از احزاب مانند مشارکت، سازمان مجاهدين و کارگزاران را در زمينه سازي و اجراء کودتاي مخملي در ايران در محضر دادگاه در محورهاي ذيل تبيين نمود.
1- بررسي عملکرد چند ساله احزاب فوق اعم از اعلام مواضع در مسائل مختلف ملي و فراملي از طريق بيانيه ها و سخنراني اعضاء که عموما با سياه نمايي و تشويش اذهان عمومي همراه بوده است.
2- اخذ تصميمات محرمانه براي براندازي نظام در جلسات حزبي و محفلي
3- ارتباط مستمر و معنادار با بنيادها و موسسات که در زمينه کودتاي مخملي فعاليت دارند.
4- جلب حمايت هاي مالي خارجي در راه اندازي NGO ها، گسترش و شبکه سازي آنها با هدف به کارگيري در کودتاي مخملي به عنوان لشگر پياده نظام
5- تلاش براي تحقق حاکميت دوگانه و چند صدايي در کشور با هدف ايجاد شکاف بين نخبگان و جامعه
6- طراحي براي بهره برداري از بستر انتخابات در جهت تحقق کودتاي مخملي و تغيير ساختار نظام
در اينجا به برخي از اسناد به دست آمده در مورد فعاليت هاي پنهاني احزاب و فعالان سياسي مذکور اشاره مي گردد.
1- حزب مشارکت در سند تعاملات راهبردي سياسي- تشکيلاتي خود که براي دوره پنج ساله در پاييز 1387 تهيه نموده پرده از منويات خود براي تغيير ماهوي نظام مقدس جمهوري اسلامي برميدارد. هر چند که نويسندگان اين سند سعي نموده اند نيت واقعي خود که حاکميت سکولاريسم در کشور است را در لفافه اصطلاحاتي مانند مردمسالاري و دموکراسي بپوشانند اما در بخش هايي نتوانسته اند واقعيت خويش را بپوشانند از جمله در صفحه 8 بند 4 اين سند آمده است: "بخش مردمسالار حاکميت بتواند از بحرانهايي که کل سيستم سياسي را تهديد مي کند به نفع تثبيت مردمسالاري و چانه زني بيشتر استفاده نمايد. "
آيا اين جمله نامي جز خيانت دارد؟
البته سراسر محتواي سند فوق حاکي ازآن است که حزب مشارکت، نظام جمهوري اسلامي را نظامي اسبتدادي و غيرمردمسالار مي داند و با اين فرضيه قصد تغيير ماهوي آن را دارد و براي تحقق خواست خود برنامه ريزي نموده است و استفاده از عبارات آزادسازي اقتصادي و آزادسازي سياسي دقيقا با همين نگاه صورت گرفته است.
با اين توضيح توجه دادگاه محترم را به بخشي از اين سند جلب مي کنم، در صفحه 6 آمده است: "در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردمسالاري مي باشند. "
البته تهيه کنندگان اين سند که به امضاء دبيرکل و مهر حزب نيز مُنقّش است بلافاصله در سطر بعد پا را فراتر نهاده و اين تغيير را به کل نظام قابل تسري مي داند و اين يعني تغيير ماهوي نظام به نظامي سکولاريسم. مستند به اينکه 1- آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري خود در يکي از جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصريح مي کند "گريزي از سکولاريسم نيست " و اين تفکر متأثر از تصميم سازي شبه علمي دفتر مطالعات استراتژيک نهاد رياست جمهوري به رياست آقاي تاجيک عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت است طي مقالاتي سفارشي در نشريه راهبرد اين استنتاج غيرعلمي را القاء و به رويت آقاي خاتمي مي رساند که "در آينده نزديک احدي را ياراي مقاومت در برابر سکولاريسم نيست و بايد خود به نحو شايسته به اين سرنوشت محتوم بشر تن دهيم و دعوت از هابرماس به ايران در سال 81 نيز با همين هدف صورت مي پذيرد و در جلسهاي محرمانه در منزل آقاي کديور که با حضور افرادي مانند حجاريان و محمد مجتهد شبستري تشکيل گرديد به دقت روند سکولاريزاسيون در ايران مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد و راهکارهاي جديد ارائه مي گردد.
آقاي يورگِن هابرماس در حالي به کشور خود باز مي گردد که در رايزني هاي خود از اراده اصلاحطلبان براي استقرار حکومت سکولار در ايران مطمئن گرديده بود.
همچنين سفر آقاي جان کين به ايران در سال 78 و ملاقات با برخي از چهره هاي اصلاح طلب نيز در همين رابطه ارزيابي مي گردد.
آقاي جان کين يکي از نظريه پردازان کودتاي مخملي و عضو سرويس اطلاعات خارجي انگليس ام آي 6 مي باشد.
2- در يکي از جلسات مشترک بين نمايندگان چند حزب اصلاح طلب که در پرونده سند آن موجود مي باشد در مورد بررسي راه هاي جلب حمايت اتحاديه اروپا به نفع خود در رقابت هاي سياسي داخلي به صراحت بحث مي گردد و حمايت اتحاديه اروپا از متحصنين مجلس ششم نشان مي دهد که در جلسه فوق گزينه مذکور به تصويب رسيده است.
3- پيشنهاد بهزاد نبوي مبني بر تشکيل جبهه ضد استبداد با حضور همه طيفهاي اپوزيسيون
4- القاي غيردموکراتيک بودن نظام که به صورت ترجيع بند اظهارات و بيانيه هاي احزاب مذکور و اعضاء آن نمايان مي باشد.
5- بنا بر اطلاعات منابع موثق در يکي از جلسات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شاخه اصفهان در بين کليه اعضاء نظرسنجي مي گردد که در صورت حمله آمريکا به ايران آيا رهبر جمهوري اسلامي را تسليم مهاجمين کنيم يا نه و اين در حالي است که هيچ يک از شاخه ها اقداماتي در اين سطح را جز با هماهنگي مرکزيت انجام نمي دهند.
6- در حزب مشارکت نيز اقدام مشابهي در شاخه اراک صورت مي پذيرد و يکي از مسئولين شاخه طي سخناني اظهار مي دارد در صورت حمله آمريکا به ايران با دستان خودمان مسئولين جمهوري اسلامي را اعدام خواهيم نمود.
7- اظهارات و مواضع ضد ديني اعضاء سازمان طي سالهاي گذشته که اسناد آن موجود مي باشد به حدي رسيد که مرحوم آيت الله مشکيني رحمه الله عليه اين سازمان را نامشروع و باعث انحراف جوانان خواند.
8- صدور بيانيه هاي ساختار شکن و محوريت در جمع آوري امضاء براي نامه هاي سرگشاده به مسئولين نظام به ويژه به رهبر معظم انقلاب اسلامي که در يکي ازاين نامه ها از معظم له مي خواهند مانند امام جام زهر رابراي مصلحت نظام بنوشند.
9- و اما در حوادث اخير نقش محوري اعضاء حزب مشارکت، سازمان مجاهدين و حزب کارگزاران در سطح طراحي، سازماندهي و هدايت اغتشاشات و تجمعات غيرقانوني.
اين نتيجه را به دست مي دهد که احزاب مذکور همواره چه زماني که در قدرت باشند مانند دوره اصلاحات که دو قوه را در اختيار داشتند و چه زماني که در قدرت نباشند، بر روند فتنه جويي تا تغيير ماهوي نظام به نظامي سکولار ادامه خواهند داد.
جلسه رسيدگي به متهمان آشوب هاي اخير هم اکنون در سالن امام خمبني (ره) دادگستري استان تهران ادامه دارد.
نوشته شده توسط jadtabriz در شنبه دهم مرداد 1388
ساعت 13:57 موضوع |
لینک ثابت
بخش هایی از متن کیفرخواست متهمان حوادث اخیر در دادگاه
رياست محترم دادگاه
با توجه به اينکه سلسله حوادث اخير به درستي در چارچوب تئوري هاي کودتاي مخملي ارزيابي مي گردد ، از محضر عالي اجازه مي خواهد بسيار مختصر در مورد اين شيوه پيچيده و نوين براندازي نکاتي به استحضار برساند. اماّ پيش از آن به فرازي از فرمايشات مقام معظم رهبري در خطبههاي نمازجمعه تاريخي 29 خرداد اشاره مي گردد، که مؤيد اين مدعي است.
معظّم له چنين مي فرمايد: " ...... در داخل کشور هم عوامل اين عناصر خارجي به کار افتادند و خط تخريب خياباني شروع شد،خط تخريب، خط آتش سوزي، اموال عمومي را آتش بزنند ، حريم کسب وکار مردم را نا امن کنند ، شيشههاي دکّان مردم را بشکنند ، اموال بعضي از مغازهها را غارت ببرند ، امنيت مردم را از جانشان ومالشان سلب کنند،امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت، اين ربطي به مردم وطرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست نشاندگان سرويسهاي جاسوسي غربي و صهيونيست است ، اين کاري که در داخل ناشيانه از بعضي سرزد اينها را به طمع انداخت.
خيال کردند ايران هم گرجستان است! يک سرمايهدار صهيونيست آمريکائي چند سال قبل از اين ،طبق ادعاي خودش که در رسانه ها ودر بعضي از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج کردم در گرجستان و انقلاب مخملي راه انداختم ، حکومتي را بردم ، حکومتي را آوردم ،احمق ها خيال مي کردند جمهوري اسلامي ايران واين ملت عظيم هم مثل آنجاست " .
پس از فرمايشات رهبر عزيزمان توجه دادگاه محترم را به ادامه کيفر خواست جلب مي نمايم.
واما کودتاي مخملي نوعي از انواع بر اندازي است که با کودتاي نظامي در هدف مشترک امّا در شيوه و ابزار کاملا متفاوت است.
در همين رابطه آقاي "رابرت هِلُوي " افسر بازنشسته سازمان سيا و شاگرد دکتر "جين شارپ " در کتاب خود با عنوان "مبارزه عاري از خشونت،تأملي در بنيادها "مي نويسد: "مبارزه عاري از خشونت (يعني همان کودتاي مخملي) تفاوت خاصي با درگيري نظامي ندارد جز در اين مورد که اسلحه بکار رفته در آن متفاوت ومنحصر به اين روش مي باشد "
يکي ديگر از تفاوتهاي کودتاي مخملي با کودتاي نظامي در فرايند شکل گيري از آغاز تا پايان ومدّت طولاني آن است که گاهي ممکن است ده سال يابيشتر به طول انجامد.
مهمترين نکته اي که در مورد کودتاي مخملي بايد به آن توجّه داشت اين است که نظريه پردازان اجير شده توسط سرويسهاي جاسوسي واطلاعاتي غرب طبق سفارش کار فرمايان خود اين شيوه را براي خروج جهان استکبار از بن بست عملي براي سرنگوني نظامهاي مستقل يا ناهماهنگ با هِژمُوني و استيلاطلبي غرب ابداع نمودند که نتيجه سالها مطالعه وتحقيق ميداني در کشورهاي مختلف کودتاخيز بوده است. اين شيوه بر اندازي بگونه اي طراحي شده است که با تمسّک به روشهاي به اصطلاح مدني وطي مدّت زمان طولاني بدون آنکه در بين مردم ونظامهاي سياسي کشورهاي هدف حساسيتي جدّي ايجاد کند يکي پس از ديگري مراحل کودتاي مخملي را بصورت خزنده وآرام پشت سر گذاشته ومعمولاً نظامهاي سياسي زماني به خود ميآيند که کودتاي مخملي به مرحله پاياني خود رسيده و احتمال موفقيت آن بسيار افزايش يافته است.
از سالهاپيش بنيادها و مؤسسات متعددي توسط سرويسهاي جاسوسي وديگر نهادهاي حکومتي کشورهاي غربي بويژه آمريکا بوجود آمده که طبق يک تقسيم کار سازماني ومتمرکز مأموريتهاي مختلفي را با هدف مشترک در اجراي پروژه کودتاي مخملي بعهده گرفته اند.مهمترين اين مؤسسات وبنيادها عبارتند از بنياد سوروس(OSI) ،بنياد راکي فِلِر ، بنياد فورد ، بنياد جرمن مارشال فايند ، خانه آزادي، شوراي روابطخارجيآمريکا، انجمن سياست خارجي آلمان ومرکز مطالعات دموکراسي انگليس.
در تبيين بيشتر اين موضوع لازم است به اظهارات يک جاسوس که هم اکنون در بازداشت به سر مي برد و با هدف ايفاي نقش درانتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به ايران بازگشته بود، اشاره شود.
وي مي گويد: "در سفري که به اسرائيل داشتم با موسسه اي به نام مِمري آشنا شدم که متعلق به کشور آمريکاست ولي در اسرائيل مستقر مي باشد و کارش در زمينه مطالعات رسانه اي خاورميانه است. تلاش اين موسسه مبارزه با فعاليت هاي ضد اسرائيلي است که در ديگر کشورها صورت مي گيرد. اين موسسه پروژه اي را دنبال مي کند که هدف آن حمايت از اصلاح طلبان دنياي اسلام از جمله ايران است. مسئول اين پروژه يکي از افسران قديمي اطلاعات ارتش اسرائيل است که من با او ديداري داشتم. او در اين ديدار به من گفت هدف ما اين است که تفکراتي مانند تفکرات عبدالکريم سروش را در ايران پرورش و ترويج دهيم. "
اين جاسوس ادامه مي دهد: "يکي ديگر از موسسات فعال در حوزه ايران موسسه هلندي هيفُوس است که من ملاقات هايي هم با مسئولين اين موسسه داشتم. اين موسسه ارتباط خوبي با موسسات و NGOهاي داخل ايران دارد و حتي مبلغ ده ميليون يورو در پايان رياست جمهوري خاتمي در ايران هزينه کرده که بيشتر آن به جنبش زنان داده شده است. موسسه هيفوس بودجه خود را از طريق رشوه از شرکت هاي نفتي هلندي که مي خواهند از پرداخت ماليات فرار کنند. به دست مي آورد. "
نامبرده در مورد نقش پايگاه راديويي اروپاي آزاد مي گويد: "پايگاه راديويي اروپاي آزاد که مانند خيلي از موسسات براندازي نرم از زمان جنگ سرد کار خود را آغاز کرده و به سازمان سيا متصل است. زمان جنگ سرد آمريکايي ها براي اينکه به شوروي فشار بياورند از پوشش هاي فرهنگي- سياسي و رسانه اي و با نام هاي زيبايي همچون دموکراسي، آزادي و حقوق بشر استفاده کردند و خيلي از موسساتي که در حال حاضر فعاليت مي کنند، در زمينه براندازي نرم، بازمانده از آن زمان هستند که راديو اروپاي آزاد هم از اين دسته است. بخش فارسي اين راديو به نام راديو فردا فعاليت مي کند. اين راديو بيشتر اعتراضاتي که در ايران رخ مي دهد را پوشش مي دهد و به شدت بزرگنمايي مي کند. "
اين جاسوس در ادامه به يکي ديگر از موسسات براندازي نرم به نام "بِرِکمَن " اشاره مي کند و ميگويد: "پروژه گِلُوبال وُيسِز يا همان صداهاي جهاني زير نظر مجموعه اي به نام مرکز برکمن در دانشگاه هاروارد انجام مي گيرد. اين پروژه از سال 2004 آغاز شده و من در اولين جلسه آن در هاروارد شرکت کرده ام. هدف اين پروژه تمرکز بر تمام بلاگرهاي دنيا به خصوص کشورهاي مخالف آمريکا از جمله ايران است تا بتوانند به هدف خود که ايجاد جنگ رواني در اين کشورها است برسند.
منابع مالي اين پروژه را بنياد سُورُوس (OSI) تأمين مي کند که به اکثر موسسات غيردولتي در دنيا کمک مالي مي دهد. مدير اين پروژه فردي به نام "اتان زوکِرمَن " است. او يک آمريکايي است که قبلا در بنياد سوروس فعاليت داشته، او بر روي استفاده از اينترنت براي براندازي نرم در کشورهاي مختلف خيلي کار کرده و با نهادهاي اطلاعاتي امنيتي آمريکا نيز رابطه دارد. "
وي چنين ادامه مي دهد: "مرکز برکمن توسط شخصي به نام "جان پالْفِري " اداره مي شود که خودش مدعي بود دايي او کِرميت روزولت کودتاي 28 مرداد را مديريت کرده است. "
نامبرده در اشاره به نقش آمريکا در طرح براندازي نرم مي افزايد: "آمريکا براي طرح براندازي نرم از تئوريسين هاي مختلف از جمله "جين شارپ " که 50 سال از عمر خود را در موسسه اش صرف کرده تا طرح استفاده از نقاط ضعف حکومت ها براي براندازي نرم را شناسايي کند، استفاده ميکند. در وب سايت اين موسسه متون و روش مبارزه مسالمت آميز شايد به 20 الي 30 زبان زنده دنيا آموزش داده شده است. البته اين زبانها آلماني، فرانسوي و يا اسپانيايي نيست بلکه به زبانهاي برمه اي، چيني، عربي، فارسي و ... است که آمريکا دوست دارد در کشورهايي که به اين زبانها گويش دارند انقلاب نرم صورت بگيرد.
افراد ديگري مانند "مارک پالمر " رئيس موسسه "کُنُوس " نيز در مورد ايران خيلي تحقيق کرده اند. آنها حتي 2- 3 سال پيش کلاس هايي را تشکيل دادند و يکسري از فعالان 2 خردادي مانند عماد باقي را دعوت کرده و دوره هاي براندازي نرم را به آنها آموزش دادند. "
رياست محترم دادگاه
تا کنون پروژه کودتاي مخملي در چند کشور به مورد اجرا گذارده شده که اکثراً با موفقيت انجام شده امّا در مواردي هم ناکام مانده است. ازجمله کشورهايي که کودتاي مخملي در آنها با موفقيت اجرا شده عبارت است از گرجستان ، لهستان ، چک ، کرواسي ، صربستان ، اوکراين وقرقيزستان ، دراکثر اين کشورها کودتاي مخملي در بستر يک انتخابات شکل گرفته ومشابهت هاي فراواني با پروژه شکست خوردهکودتاي مخملي ايران که به بهانه انتخابات دوره دهم رياست جمهوري مرحله پاياني آن کليد خورد داشته اند البته اين توطئه با هوشياري مردم بيدار و هميشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه هاي انتظامي و امنيتي مقتدر کشورمان سرکوب گرديد.
جاسوس بازداشت شده در پاسخ اين سؤال که آمريکا براي براندازي نرم در ايران از چه مدلي استفاده کرده گفت: "اين مدل مبتني بر انتخابات است وزمان آغاز آن حداقل 2 سال قبل از برگزاري يک انتخابات شروع مي شود .آنها ابتداء شروع به برنامه ريزي کرده ونامزد مورد نظر خودشان را انتخاب ميکنند بطور نمونه آقاي ساکاشويلي- رئيس جمهور فعلي گرجستان -کسي نيست که يک شبه در دنياي سياست سبز شده باشد اين فردبورسيه "فول برايت " متعلق به وزارت خارجه آمريکاست. او سالها در اين کشور تحصيل کرده وبراي اين روزها تربيت شده است .پس از تعيين نامزد مورد نظر به شدت روي او سرمايه گذاري اجتماعي مي کنند. به اين صورت که افراد طرفدار آن نامزد به آموزش مردم به صورت شبکه اي - مدل تجاري ، گلدکوئيستي - مي پردازند که روش ثابت براي يارگيري در کمپين هاست . بعد از اين مرحله سمبل ونماد گرافيکي ورنگي براي اين نامزد انتخاب مي کنند وشروع به آماده سازي افکار عمومي جهت رأي دادن به نامزدشان مي کنند. از طرف ديگر قبل از انتخابات خودشان را آماده مي کنند تا اگر انتخابات را واگذار کردند شروع به تشکيک در انتخابات کنند واعلام نمايند که تقلب صورت گرفته است واصل مشروعيت حاکميت را زير سؤال مي برند وشروع به اعتصاب مي کنند ودر نهايت انتخابات را ابطال کرده ويا مجدد با نظارت ناظران خارجي انتخابات را برگزار مي کنند که در نهايت نامزد مورد نظرشان پيروز مي شود. "
نامبرده ادامه مي دهد: "اين فرايند در کشورهاي گرجستان ، صربستان ، اوکراين وکرواسي انجام شده وبه نتيجه هم رسيده است. نکته قابل توجه اينکه همان متون آموزشي که در صربستان مورد استفاده قرار گرفته به فارسي ترجمه شده وبا تغييرات کمي در ايران مورد استفاده قرار گرفته است. اين موارد بستگي به آداب ورسوم ، فرهنگ ومذهب جامعه دارد. مهمترين عوامل اجرايي اين انقلاب جوانان هستند که سرمايه گذاري خوبي بر روي آنها صورت مي گيرد .بر روي انرژي جوانان حساب مي شود. زيراآنان تنها افرادي هستند که 2تا3 ماه از زندگي خود را بدون پول ، وقف انتخابات مي کنند. "
وي چنين مي افزايد: "کودتاي مخملي ايران خيلي شبيه انقلاب مخملي صربستان است ، در آن کشور گروهي بنام "اُوتْ پُور " "OUTPOR " که گروهي دانشجو بودند ابتداء شروع به عضو گيري کردند که شباهت زيادي به موج سبز در ايران داشت. در جزوه آموزشي که بر روي سايت آلبرت انيشتاين قرار گرفته نکته اي به نام "موقعيت دشوار " وجود دارد که از مهمترين روشهاي استراتژيک است و حکومتها را در شرايطي قرار مي دهد که نتوانند با معترضين برخورد کنند.در اين نکته آمده که اعتراضات بايد زير پوشش عادتهاي مذهبي قرار بگيرد وحرکاتي مانند پياده روي در خيابان را انجام دهيد که هيچ دولتي نمي تواند از آن جلوگيري نمايد. در انتهاي اين جزوه آموزشي اشارهاي به چند حلقه فيلم آموزشي شده که پيرامون انقلاب صربستان است. و حتي فيلم ها به زبان فارسي دوبله شده و بر روي وب سايت ها قرار گرفته است.
جزوه ديگري نيز وجود دارد که در مورد نحوه تسخير مکانها و ساختمان هاي حساس شهر است و در آن آموزش مي دهد که گروه هاي معترض چگونه بتوانند مراکز مهم را تصرف کنند.
لازم است در اينجا به نکته مهمي در محضر دادگاه اشاره نمايم و آن اين است که فيلم آموزش کودتاي مخملي صربستان که به فارسي ترجمه گرديده توسط فردي به نام نادر صديقي ويراستاري و باصداي وي روايت شده است. اين فرد کسي است که اولين بار آقاي کيان تاج بخش را به آقايان حجاريان و تاج زاده معرفي مي نمايد. آقاي تاج بخش در مورد نقش آقاي نادر صديقي مي گويد: "نقش آقاي نادر صديقي و اينکه چه کسي مرا به او معرفي کرده و او به سفارش چه کسي مسئول وصل من به آقاي حجاريان و تاج زاده گرديده برايم گنگ است. "در حال حاضر نامبرده متواري مي باشد.
اين جاسوس بازداشت شده که بنا به دلايل امنيتي فعلا از اعلان نام وي معذوريم معتقد است براندازي نرم يا همان کودتاي مخملي داراي سه بازوي فکري، رسانه اي و اجرايي است و تصريح مي کند: "هر کدام از بازوهاي کودتاي مخملي با تعدادي از موسسات و بنيادهاي آمريکايي ارتباط دارند و در واقع نوعي تقسيم کار صورت پذيرفته است. "
او در اين رابطه مي گويد: "در مثلث براندازي (بازوي فکري، بازوي رسانه اي و بازوي اجرايي) هر کدام از موسسات آمريکايي فعاليت خاصي را انجام مي دهند که در ايران نيز يکسري افراد با آنها همکاري دارند. مهمترين آنها موسسه اي است به نام "هوفر " که زير نظر دانشگاه استن فورد و در زمان جنگ سرد تشکيل شده است.
اين موسسه پروژه اي به نام "دموکراسي در ايران " را در دستور کار قرار داده که زير نظر سه عنصر امنيتي به نام هاي: عباس ميلاني، لِري دايمِند و مايکل مک فور اداره مي شود.
عباس ميلاني در زمان محمدرضا پهلوي به دليل فعاليت در گروه هاي چپ دستگير مي شود. او بعدها به يک سلطنت طلب دو آتيشه تبديل مي شود به طوري که پس از انقلاب يکي- دو سال در ايران زندگي مي کند اما پس از چندي کشور را به مقصد آمريکا ترک و در آنجا کتابهاي متعددي را به نگارش در مي آورد و در اين کتابها از دستاوردهاي رژيم پهلوي تقدير مي کند. او کم کم به يکي از رهبران اپوزيسيون تبديل شد که با ديگر رهبران اين جريان يک تفاوت عمده داشت و آن رابطه با عناصر اصلاح طلب داخلي بود. "
اين جاسوس بازداشت شده مي افزايد: "پروژه "دمکراسي در ايران " پيرامون فرهنگ عامه مردم ايران مانند موسيقي، وبلاگها و مسائل جنسي کار مي کند.
بخش دانشجويي اين موسسه بسيار فعال است و افرادي مانند خانم حقيقت جو، آرش نراقي (از حلقه کيان و نزديک به سروش) در کنفرانس هاي آنها سخنراني مي کنند. در داخل ايران نيز افرادي که به حزب کارگزاران سازندگي نزديک هستند با اين موسسه همکاري دارند. به طور نمونه عطريانفر درهر مجله يا روزنامه اي که کار مي کند از عباس ميلاني تحت پوشش يک تاريخ نگار مصاحبه مي کند. اهميت عباس ميلاني براي "سيا " از رضا پهلوي هم بيشتر است زيرا او با اصلاح طلبان رابطه خوبي دارد و حتي تمام هزينه هاي مالي اکبر گنجي در خارج از کشور را نيز او تأمين مي کند."
نوشته شده توسط jadtabriz در شنبه دهم مرداد 1388
ساعت 13:44 موضوع |
لینک ثابت
نامهي رئیس جمهور به رييس قوه قضائيه،
رييسجمهور در نامهاي به رييس قوه قضائيه، خواستار اعمال حداكثري رأفت اسلامي نسبت به بازداشتشدگان حوادث اخير شد.

به گزارش رجانيوز به نقل از پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري ، محمود احمدينژاد در نامهاي به رييس قوه قضائيه با اشاره به بازداشت عدهاي از شهروندان كه براساس دعوت و تحريك برخي افراد و جريانات سياسي داخلي و با حمايت تبليغاتي دشمنان خارجي روي داده است خواستار تسريع در رسيدگي همه جانبه به وضعيت كلي متهمين و تعيين تكليف آنان و اعمال حداكثري رأفت اسلامي نسبت به آن دسته از شهرونداني كه ناآگاهانه در اين مسير قرار گرفته اند شد.
متن كامل نامه رييس جمهور به شرح زير است:
حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي
رياست محترم قوه قضائيه
سلام عليكم
همانگونه كه مستحضريد در جريان حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري كه براساس دعوت و تحريك برخي افراد و جريانات سياسي داخلي و با حمايت تبليغاتي دشمنان خارجي روي داد، عدهاي از شهروندان نيز بازداشت شدند.
نظر به گذشت مدت قابل ملاحظه از زمان بازداشت، انتظار ميرود ضمن تسريع در رسيدگي همه جانبه به وضعيت كليه متهمين و تعيين تكليف آنان، دستور فرماييد با اعمال حداكثري رأفت اسلامي نسبت به آن دسته از شهروندان كه ناآگاهانه در اين مسير قرار گرفتند، طعم گواراي محبت ديني و ملي را به آنان چشانده و در روزهاي شادي و سرور ملت در اعياد شعبانيه و به ويژه در آستانه ميلاد پرخير و بركت كانون مهر و عطوفت جهان حضرت مهدي(عج)، دلهاي نگران بستگان و دوستان آنان را آرامش بخشيده و كام خانواده هاي محترمشان را با آزادي آنان شيرين سازند.
اينجانب رجاء واثق دارد كه ملت بيدار و حماسهساز ايران، دست در دست يكديگر و با همدلي و مهرورزي همه عزم و توان خود را براي بهرهگيري از ظرفيتهاي عظيم كشور، در راستاي اعتلا و عظمت و شكوه و افتخار بكار خواهد بست و دشمنان اين سرزمين پاك و زرخيز را چونان هميشه رسوا و ذليل خواهد ساخت.
بديهي است كليه دستگاهها و نهادهاي ذيربط، هماهنگي كامل و همكاري لازم را با دستگاه محترم قضايي به عمل خواهند آورد. توفيقات جنابعالي و همه خدمتگزاران به ملت عزيز را از خداوند سبحان مسألت دارد.
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هفتم مرداد 1388
ساعت 12:53 موضوع |
لینک ثابت
دولت تکذیب کرد...
در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفافسازی احمدینژاد و شنیدن پاسخ وی در باره علت تعلل در برکناری مشایی بودند به ناگاه در کمال تعجب مشاهده میکنند که رییس جمهوری جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشایی به عنوان معاون اول خود سپرده است.

گزارش رجانيوز به نقل از شبکه ایران، رسانههای مخالف دولت که این روزها میکوشند تا تمام توان خود را برای بهرهبرداری از برخی اختلافات پیش آمده در دولت و جریان اصولگرایی، بکار گیرند، اخیرا با انتشار گزارشی سعی کردند تا هیئت دولت را دچار اختلافات عمیق جلوه دهند.
براساس این گزارش که همانند بسیاری شایعات هیچ منبعی برای آن ذکر نشد، جلسه هیئت دولت در روز چهارشنبه 31 تیرماه به تنش کشیده شده و حتی تا مرز درگیری هم پیش رفته است: "در نشست هیات دولت، اکثریت وزیران به انتقاد از احمدینژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشائی پرداخته و خواستار تمکین رییس جمهور به نامه مقام معظم رهبری برای برکناری مشایی میشوند. رئیس جمهور هم در پاسخ به آنان اعلام میکند که به شبههها پاسخ خواهد داد اما بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشایی و فضای متشنج نشست هیات دولت سبب می شود احمدینژاد تنفسی چند دقیقه ای را برای ادامه جلسه به وزرا اعلام کند."
در ادامه این گزارش آمده است: "پس از پایان تنفس و تشکیل دوباره جلسه در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفافسازی احمدینژاد و شنیدن پاسخ وی در باره علت تعلل در برکناری مشایی بودند به ناگاه در کمال تعجب مشاهده میکنند که رییس جمهوری جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشایی به عنوان معاون اول خود سپرده است تا با این کار به وزرای منتقد مشائی پاسخی عملی بدهد. اما وزیران مخالف با مشاهده چنین اقدامی از سوی رییس جمهور، به صورت هماهنگ دست به ترک جلسه هیات وزیران میزنند تا مشایی با صندلیهای خالی در هیات دولت مواجه شود."
گزارش مورد اشاره در شرایطی بر روی خروجی رسانههای مختلف و مبنای موضعگیریها و تحلیلها قرار گرفت که معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور امروز با انتشار اطلاعیهای گمانهزنی برخی رسانهها درباره جلسه 31 تیر هیئت دولت را بیاساس خواند.
این معاونت با اعلام اینکه ریاست جلسه مذکور تا پایان بر عهده رییس جمهور بوده است، عنوان کرد: اصولاً مجادله، بحث، اعتراض و یا مناقشهای در جلسه رسمی هیات دولت به ویژه در ارتباط با موضوع مطرح شده صورت نپذیرفته و آنچه در خصوص جلسه این روز دولت عنوان شده صحت ندارد.
به گزارش دفتر امور رسانههای ریاستجمهوری، اطلاعیه معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور به شرح زیر است:
گمانه زنی برخی رسانهها و جراید در خصوص جلسه هیات دولت روز چهارشنبه مورخ 88.4.31 که براساس اطلاعات نادرست تنظیم شده به لحاظ آن که از مصادیق تشویش افکار عمومی و مشوه کردن فضای سیاسی کشور تلقی می شود اقدامی غیراخلاقی و البته غیرقانونی است، که متاسفانه برخی رسانه های رسمی از جمله رسانه ملی نیز با تمسک به برخی شنیده ها و اخبار غیر مستند اقدام به تهیه گزارش هایی در این زمینه نمودند. لذا ضمن تکذیب اخبار منتشر شده توجه به نکات ذیل را جهت استحضار ملت شریف ایران ضروری می داند:
1- اصولاً مجادله، بحث، اعتراض و یا مناقشه ای در جلسه رسمی هیات دولت به ویژه در ارتباط با موضوع مطرح شده صورت نپذیرفته و آنچه در خصوص جلسه این روز دولت عنوان شده صحت ندارد.
2- ریاست جلسه مذکور تا پایان بر عهده رییس جمهور محترم بوده است، فلذا در زمان حضور ایشان واگذاری اداره جلسه، به معاون اول نمیتواند صحت داشته باشد به همین دلیل، داستان پردازی در خصوص تعطیلی جلسه هیات دولت و اتفاقات بعدی بی پایه است.
3- گفته شده است چهار وزیر از جمله آقای دکتر لنکرانی وزیر محترم بهداشت به دلیل اعتراض، جلسه دولت را ترک نمودهاند! جالب آنکه جناب آقای دکتر لنکرانی در جلسه مذکور حضور نداشته و در ماموریت خارج از کشور بوده اند، البته در سناریوی خیالی نویسندگان ایشان نیز در فهرست وزرای برکنار شده قرار گرفته است!
4- در ادامه این التهاب آفرینی نام تعدادی دیگر از وزرای محترم در فهرست وزرای برکنار شده قرار داده شد، در حالی که هرگز از سوی هیچ مقام رسمی در دولت به ویژه دفتر رییس جمهور این اخبار مورد تایید قرار نگرفته بود.
5- موکداً یادآوری می شود دفتر رییس جمهور و به طور مشخص معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی تنها منبع رسمی انتشار اخبار مربوط به رییس جمهور محترم است، لذا انعکاس اخبار کذب از منابع ناآگاه ، غیررسمی و یا شنیده های ناصحیح از افراد غیرمسوول نادرست و بلکه غیرقانونی است.
6- بدیهی است رعایت آرامش روانی جامعه، پرهیز از تشویش فضای کشور، انتشار اخبار مستند از منابع رسمی و پرهیز از گمانهزنیهای باطل از الزامات هر رسانه است، لذا ضمن تکذیب مجدد اخبار منتشر شده در خصوص جلسه روز چهارشنبه مورخ 88.4.31 هیات دولت ، لزوم پاسخگویی رسانههایی که مبادرت به درج اخبار کذب نمودهاند در برابر قانون را یادآور میشود.
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هفتم مرداد 1388
ساعت 12:49 موضوع |
لینک ثابت
رابطه رييس جمهور با رهبري
محمد جعفر بهداد:اقدام بموقع رييس جمهور در امتثال امر نسبت به رهبر معظم انقلاب و اعلام تبعيت معاون مستعفي ايشان از معظم له ، ساعاتي پس از انتشار نامه رهبري ، پروژه دشمنان آگاه و دوستان غافل رادر نيمه راه ناکام گذاشت . |
|
روابط ويژه و موثر رييس جمهور با رهبر انقلاب در طول سال هاي گذشته ، هر چقدر که موجب عزت و پيشرفت ايران اسلامي و افزايش رضايتمندي مردم نسبت به خدمتگزاران دلسوز و خدوم خود شد ، ظاهرا" به همان ميزان اسباب رشک و رنج عده اي را نيز فراهم و آنها را به برخي تلاش هاي پنهان و آشکار با هدف مخدوش کردن اين رابطه مقدس ترغيب کرده است .
فرمان پذيري رييس جمهور از ولي فقيه به طور منطقي مانع مشاورت آگاهانه و دلسوزانه ايشان در فرايند ارتباط مذکور نيست و لذا نمي توان رابطه شخصيت متدين و خدمتگزاري نظير دکتر احمدي نژاد – که به علت حضور مستمر و گسترده در ميان اقشار مختلف مردم در سراسر کشور با واقعياتي فراتر از گزارش ها و اخبار جاري آشنايي دارد- با مقتدايش را از جنس روابط کساني دانست که صرفا" مي توانند اخبار و شنيده هاي محدود شان را منتقل سازند .
با اين وصف ، شکل و مناسبات مربوط به رابطه رييس جمهور با رهبري و ولايت پذيري او که در عين حال مشاور آگاه و امين رهبر انقلاب و مورد حمايت و هدايت دائمي معظم له مي باشد ، نمي تواند شبيه ولايت پذيري کساني باشد که در قالب هاي متعارف و در محدوده بضاعت و تکليف خود ارادت و لبيک گويي خويش را به نظام نشان مي دهند .
پروژه مخدوش جلوه دادن رابطه پر خير و برکت رييس جمهور با رهبر فرزانه انقلاب در واقع حاصل " سرک کشيدن " در محيط و حريم اين رابطه تعريف شده و تحريف واقعيات مربوط به مناسبات مذکور است که در نهايت خط ايجاد نقار و اختلاف افکني ميان ارکان نظام را دنبال مي کرد.
هرچند با درايت رهبري و متانت و صبوري رييس جمهور اين پروژه مخاطره آميز متوقف شد ، اما نا آگاهي و فقدان درک صحيح از نوع رابطه و تعامل رييس جمهور ولايتمدار با مراد و مقتداي خويش سبب شد اندکي از دوستان اصولگرا نيز ضمن باور القائات شيطنت آميز ، حتي تا توهين رييس جمهور منتخب 25 ميليون ايراني و مورد تاييد رهبر فرزانه انقلاب نيز پيش رفتند.
مرور خبرها ، مقالات و اظهار نظر هاي منتشره در اين باره طي يک هفته گذشته ، وجود اين واقعيت تلخ را ثابت مي کند که فقدان اطلاعات کافي و تحليل درست در باره نوع رابطه رييس جمهور با رهبري در طول 4 سال گذشته و بي اعتنايي به تاثيرات همين روابط اعتقادي و کاري در افزايش پيشرفت ها و افتخارات کشور سبب شد تا عده اي به قصد نقد اقدام دکتر احمدي نژاد به خاطر آنچه که تاخير او در اجراي فرمان رهبري مي خواندند ، اما عملا" اصل نظام و رهبري را نشانه گرفتند و ناخواسته به دام بدخواهان و دشمنان نظام افتادند که سالهاست با صرف ميليون ها دلار و حربه هاي گوناگون در پي اثبات کاهش اعتبار سياسي و اجتماعي مديريت نظام و چندگانگي حاکميت در ايران بوده اند. خوشبختانه اقدام بموقع رييس جمهور در امتثال امر نسبت به رهبر معظم انقلاب و اعلام تبعيت معاون مستعفي ايشان از معظم له ، ساعاتي پس از انتشار نامه رهبري ، پروژه دشمنان آگاه و دوستان غافل رادر نيمه راه ناکام گذاشت .
نوشته شده توسط jadtabriz در چهارشنبه هفتم مرداد 1388
ساعت 12:43 موضوع |
لینک ثابت